Mutuals // (Larry Stylinson)

Mutuals // (Larry Stylinson)

  • WpView
    Reads 2,499
  • WpVote
    Votes 510
  • WpPart
    Parts 18
WpMetadataReadOngoing2h 10m
WpMetadataNoticeLast published Mon, Jun 17, 2024
لویی تاملینسون موفق ترین و شناخته شده ترین خواننده دنیاست. طرفداراش -لوییه ها- همه چیز رو درباره اون میدونن...حداقل اینطوری فکر میکنن زندگی هری استایلز وقتی عوض میشه که توی گروه آنلاینی که چهارتا لوییه پسر دیگه هم توش هستن عضو میشه؛ و خودش هنوز تصمیم نگرفته که این چیز خوبیه یا بد... ولی اینو میدونه که داره به آرومی احساساتی نسبت به یکی از هم گروهیاش پیدا میکنه؛ اون کسی که خیلی تیکه میپرونه و همیشه ایده ملاقات کردن از نزدیک رو میپیچونه و تنها نفری که تاحالا صورتشو به بقیه اعضای گروه نشون نداده. شاید قضیه شخصیت شوخ طبع یا قلب مهربونشه، یا شایدم بخاطر اینه که اون هری رو خیلی خوب یاد سلبریتی ای که طرفدارشه میندازه. طرفدار!هری و مشهور!لویی نویسنده اصلی @mediocre_hedgehog
All Rights Reserved
#44
toplouis
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Floricide | Sope
  • 𝖂𝖍𝖎𝖙𝖊 𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖘 _ 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫/𝙆𝙧𝙞𝙨𝙝𝙤【𝟮 𝗩𝗲𝗿】
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • Mr. Narrator | Vkook/Kookv
  • FOG2 {ziam} -COMPLETED-
  • The 7 Princes [BTS x Reader](Translation Ver )
  • Hundredth Day / OneShot
  • seal of ownership |  jungkook ✔️
  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/
  • My Little Psychotic

┊Summary: در شهری که عدالت فروخته میشه، قاتلی در سایه‌ها نفس می‌کشه. بهش میگن جک؛ کابوس تمام کسایی که فکر میکنن دست قانون بهشون نمیره. هر قتلش مثل یک امضاست، و هر نامه‌ای که جا میذاره، دهن‌کجی به پلیس. مین یونگی، افسر کارکشته‌ی پرونده، قسم خورده تا وقتی اون رو پشت میله‌های زندان نبینه، عقب نشینی نکنه. اما درست وسط این تعقیب و گریز، یک غریبه‌ی عجیب وارد زندگیش میشه. کسی که طوفان وجودش رو از نگاهش میشد فهمید... ولی نمیشد ازش دل کند. درست همونجا بود که مرز درست و غلط کم‌کم محو میشد و عشق و نفرت باهم گره میخوردن. و هیچکس نمیدونست کی قراره ضربه‌ی اخر رو بزنه. ┊Teaser: _هیچکاری نتونستم بکنم، چیکار میکردم؟ خب دوستم نداشت، به قول خودش اونقدراهم احمق نبود که یکی مثل من رو دوست داشته باشه. و بعد اون رفت. طوری رفت که من ارزو کردم کاش دست کم برمیگشت و با تمسخر بهم نگاه میکرد، تا بفهمم حداقل لایق نگاه اخرش بودم... **** ┊Genre:Criminal, Angst, Romance, Smut ┊Couple: Sope, Vkook، Namjin ┊Writer: Shinrai ┊up : saturday

More details
WpActionLinkContent Guidelines