EUPHORIA
  • WpView
    Membaca 1,168
  • WpVote
    Vote 153
  • WpPart
    Bab 4
WpMetadataReadLengkap Min, Jan 10, 202152jt
WpInfo
Fiksi Penggemar
BTS
اضافی،شرم آور،دردسر ،مادربه خطا،مهم نیست چی صدام میکنن" مهم نیست از کجا اومدم،اهمیتی نداره اگه تهش سیاهیه میمیرم ؟تباه میشم؟خیلی جوونم؟. این چیزیه که تو بهش اهمیت میدی اینا نگرانی های ذهن مریض توعه برای من این دنیا فقط یه کلمه است،روزهاش پر از ثانیه های تکرارین،آدماش بوی کثافت میدن تنها چیزی که منو اینجا نگه میداره اونه ،تنها دلیل خنده هام خندهی اونه تنها انگیزه تحمل کردن این روح خراشیده و این جسم پوسیده برای من تنها آرزوی هرشب و روز من لبخند رضایتیه که رو لباش میارم براش هرکاری میکنم،حتی اگه جونمو ازم بخواد روحمو میشکافم و با تمام غشقم پیشکشش میکنم حتی اگه خودت نخوای،کنارت بودن برای من مثل بهشته هرروز به خودم میگم و هرشب تو رویاهام به یاد میارمش انقدر میگم و فریاد میرنم تا فراموش نکنم تا به خاطر بیارم تنها دلیل سرخوشی زندگی من تویی هیونگ"
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
#324
persian
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/
  • All the horses are alone
  • VALDEMAR
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • 𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂
  • Little Bunny
  • Pink Rabbit Season.1
  • 𝑴𝒏𝒊𝒆́𝒓𝒆́
  • My violin_ویولن من

Genre : Romance | Smut | Secret | Secret | Cap :Vkook | Up: Author: Amador | Teaser: in part 1 | 🥇مافیا - بدون گرفتن نگاهش از رقص پسر، بهش اشاره کرد: بیارش اینجا... چانیول از پله های استیج بالا رفت و به جونگ کوکی که با قطع شدن آهنگ، رقصیدن رو متوقف کرده بود اشاره کرد: برو پیش رییس... جونگ کوک نفس عمیقی کشید و به سمت تهیونگ راه افتاد. در لباس گشادش و باکسر به پا کمی معذب بود. صاف ایستاد و منتظر ماند تا حرفی از جانب کسی که رییس خطاب شده بود، بشنوه. ته از پایین تا صورت کوک رو آنالیز کرد. اون پسر خیلی تو دل برو بود... لبخند زد و با نگاه نافذی به کوک خیره موند: اسمت چیه؟ جونگ کوک به دو چشمی که از اول ورود توجهش رو جلب کرده بودند خیره شد: جئون... جئون جونگ کوک ته سر تکان داد: خوب میرقصی...یه سری آموزش حرفه ای لازم داری...تو قبول شدی جونگ کوک تهیونگ می توانست قسم بخوره... زیباترین خنده رو به عمرش دیده بود...

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan