Indigo War 2 _ Karma

Indigo War 2 _ Karma

  • WpView
    Reads 1,312
  • WpVote
    Votes 247
  • WpPart
    Parts 43
WpMetadataReadOngoing8h 13m
WpMetadataNoticeLast published Tue, Feb 1, 2022
بودن توی یه رابطه با عشق میتونه بین دوتا ادم باشه؛یه مرد،یه زن؛یه مادر،یه فرزند؛یه مرد و یه مرد دیگه؛یه زن و یه زن دیگه....یا حتی بین ادمایی بیشتر از دو نفر. بعضی عشق ها فقط مسئولیت های سنگینی ان که برای راحت تر پذیرفته شدن اسمشون به "عشق"تغییر کرده. بعضیای دیگه مثل اعتیاد میمونن.چون توانایی دوری ازشون رو نداری اسمشون شده "عشق". ولی واقعا چند تا از عشق های دنیا واقعا عشقن؟اگه اونی که بهش عشق میدی برای تو پر از معنی باشه و برعکس؛تو برای اون پوچ ترین ادم دنیا باشی چی؟هنوزم عشق صداش میکنی...؟
All Rights Reserved
#208
persian
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Shadow*
  • seal of ownership |  jungkook ✔️
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • 𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙢𝙖𝙟𝙚𝙨𝙩𝙮 [KookV]
  • 𝕄𝕒𝕞𝕒𝕔𝕚𝕥𝕒 [ғᴜʟʟ]
  • 𝘿𝙚𝙖𝙩𝙝 𝙆𝙞𝙨𝙨 | 𝘺𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯
  • Pink Rabbit Season.1
  • Hundredth Day / OneShot
  • The 7 Princes [BTS x Reader](Translation Ver )
Shadow*

من همیشه سایه بودم. وقتی در بالکن سیگار می‌کشید و دودش را با باد قسمت می‌کرد، وقتی روی کاناپهٔ فرسودهٔ پشت‌بامش کتاب می‌خواند و لب‌هایش آرام تکان می‌خورد، وقتی نصفه‌شب‌ها، زیر نور آباژور، دستش را روی شقیقه‌اش می‌گذاشت و با چشم‌های خسته به صفحه‌های پرونده‌ها خیره می‌ماند. من آن‌جا بودم... همیشه یک قدم عقب‌تر، پنهان در تاریکی، در گوشه‌ای که نورش به من نمی‌رسید. او هیچ‌وقت مرا ندید - یا شاید دید و ترجیح داد نبیند. من صدای خنده‌اش را از پشت دیوارها حفظ کرده‌ام. نحوه گفتن اسمم را، وقتی با بی‌حوصلگی صدا می‌زد. حتی بوی ادکلنش را وقتی از پله‌ها بالا می‌رفت... می‌گویند عشق باید روشن باشد، باید فریاد شود - اما عشق من تاریک است، بی‌صدا، نفس‌گیر، و ممنوع. من همیشه سایه بودم... و او، تنها نوری بود که من را زنده نگه می‌داشت. --------------- عشق یا یه وسواس؟ عشق یا یه بازی تاریک؟ عشق یا دروغ های او؟ ____________ داستان بیشتر روی مثلث عشقی هست دلا و دایان رابطه تاکسیکی دارن که دایان هربلایی سر دلا میاره ولی درنهایت با یه بوسه از دلش درمیاره. دلا رو میزنه و مجبور به کارهایی میکنتش که نمیخواد در اوایل همه چی خوب پیش میره ولی کم کم کنترل های شدید و رفتار های واقعی دایان رو میشه Smut, dark romance, bl, درحال آپ*

More details
WpActionLinkContent Guidelines