A Monster's Heart

A Monster's Heart

  • WpView
    Membaca 322,770
  • WpVote
    Vote 33,481
  • WpPart
    Bab 98
WpMetadataReadLengkap Jum, Jul 22, 202246j 8m
WpInfo
Fiksi Penggemar
BTS
+"نمیدونم چی شد.... دیدمت، متنفر شدم.شناختمت، عاشق شدم. مگه بین دیدن و شناختنت چقدر فاصله بود؟چقدر فاصله بود که اینطور آشوبم کرد..؟" -"چرا پا گذاشتی تو زندگیم؟چرا یهو پیدات شد و زیر و روم کردی؟ من فقط فرشته ی عذابت بودم؛ چرا اومدی و فرشته ی نجاتم شدی..؟" <><><><><><> قلب یک هیولا، حکایت یه پسره. پسری که خودشو یه هیولا میدونه. چی میشه وقتی یه روز یه نفر پا تو زندگیش میذاره و بهش یاد میده که؛ 'حتی هیولاها هم قلب دارن..؟' <><><><><><> کاپل اصلی: کوکجین کاپل های فرعی: نامجین، ویمین، سپ و ... تگ ها: رومنس، انگست، روانشناسی، ارباب برده ای، اسمات ⚠️⚠️⚠️این فیک دارای صحنه های دارک، خشن، اسمات، و بزرگسال هست! ⚠️⚠️⚠️این فیک بار احساسی سنگینی داره و توش به مسائل روانشناسی مثل خودکشی هم اشاره شده پس اگر حساس هستید، سراغش نرین! در آخر اینکه، امیدوارم از خوندن این فیک لذت ببرید!💜
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
WpMetadataHeadphonesText-to-speech
#29
جونگکوک
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • 𝘼𝙩𝙖𝙧𝙖𝙨𝙝𝙞
  • Hi,we got married
  • 𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙢𝙖𝙟𝙚𝙨𝙩𝙮 [KookV]
  • BLONDE
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • 𝙞𝙣𝙨𝙩𝙖𝙣𝙩 𝙠𝙖𝙧𝙢𝙖 [KookV]
  • fake love ❗عشق در�وغین
  • Black sea [Vkook,Yoonmin,Namjin Au]~Completed~
  • 𝙎𝙣𝙤𝙬 𝙎𝙩𝙖𝙧 [ғᴜʟʟ]
  • We Got Stuck In a FANFICTION
  • VALDEMAR
  • seal of ownership |  jungkook ✔️
  • MUST BE SUNNY [KookV]
  • 𝐿𝑜𝑠𝑒 𝑌𝑜𝑢 𝑇𝑜 𝐿𝑜𝑣𝑒 𝑀𝑒  (JiKook Version)
  • 𝘖𝘱𝘦𝘳𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯: 𝘗𝘢𝘳𝘬 𝘑𝘪𝘮𝘪𝘯 (ترجمه )
  • Rival(VKOOK)🔞
  • 𝐍𝐨𝐭 𝐦𝐲 𝐭𝐲𝐩𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐦𝐲 𝐇𝐔𝐒𝐁𝐀𝐍𝐃!

↬𝘼𝙩𝙖𝙧𝙖𝙨𝙝𝙞↫ ✧𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝐟𝐥𝐮𝐟𝐟, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐬𝐥𝐨𝐰 𝐛𝐮𝐫𝐧, 𝐞𝐧𝐞𝐦𝐢𝐞𝐬 𝐭𝐨 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐬 𝐭𝐨 𝐥𝐨𝐯𝐞𝐫, 𝐜𝐨𝐥𝐥𝐞𝐠𝐞 𝐮𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲, 𝐩𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐲, 𝐝𝐫𝐚𝐦 ✧𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐤𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧, 𝐭𝐞𝐚𝐣𝐢(𝐭𝐞𝐚𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠𝐗𝐲𝐞𝐣𝐢) _________________ آتاراشی یه کلمه ژاپنیه. به معنای تغییر، اما تغییر همیشه به معنای عوض کردن قدیمی ها نیست، یا نو کردن هرچیز آزار دهنده و مشکل ساز، گاهی تغییر میتونه با برگشتن به منشأ مشکلات شروع بشه.... _________________ ↫بخشی از داستان: پسر امگا بی حواس از عطر نعنا نفس می‌کشید، گره خفه‌کننده سکوت رو از گلوی خودش باز می‌کرد و با ارامش خاطری بیشتر کاغذ سفید رو پر می‌کرد. بی خبر از سنگینی نگاه تیره ای که روی اون خشک شده بود و قدم هایی که مبهوت عطر یاسش متوقف شده بودن. پارک جیمین، امگای باهوش و دانشجوی شماره یک دانشگاه بود و استاد جوانش که اولین روز کاریش رو اونجا میگذروند، حسرتی که از انتقالی بی موقعش داشت رو با حسرت جدیدی جایگزین کرد. حالا فقط افسوس بود که چرا تابه حال مست این رایحه مشهور نشده بود. _______________ ↫خلاصه: آدم‌ها میمیرن. بعضی هم زنده میمونن و سالها تاوان میدن. بعضی زندگی ها روی حقایقی ویران ساخته میشن

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan