صدای باد با صدای درد تغییر شکل استخوناش ترکیب شده بود.
نمیدونست چرا انقدر درد توی بدنشه.
ناخون هاش با تمام فشار به زمین کشیده میشد و از شدت درد زیاد فریاد میزد.
صداش توی ذهنش پیچیده میشد.
این تغییر شکل مثل همیشه نبود. اینبار تغییر شکل میداد تا حقش رو پس بگیره.
اون دیگه پسره قبلی نبود، که از هیچ چیز اطراف باخبر نباشه.
امشب چیزی که لیاقتش بود رو برای خودش میکرد.
ژانر: معمایی، گرگینه
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
+سوپرایززززز....
_ج...جیمین این یعنی چی؟
=لعنتی چطور تونستی؟
+فکر کردین واقعا عاشقتونم فکر کردین گذشته رو فراموش کردم؟
_ولی ما دوست داشتیم جیمین!
ژانر:امگاورس،امپرگ،انگست
کاپل:تهکوک_ویمینکوک_سپ_نامجین
فصل اول کامل شده~♡