![WONDERLAND [L.S]](https://img.wattpad.com/cover/263204476-256-k563415.jpg)



![Hex City[هِکس سیتی]](https://img.wattpad.com/cover/324832943-256-k542561.jpg)





ترسیده بود ، قلبش دیوانه وار به سینه اش میکوبید. در حالی که غر ق در فضای تاریک و غریب اطرافش شده بود، ارام ارام سرما تن لطیفش رو نوازش کرد و به اعماق استخوان هایش رخنه کرد ، بزاق دهانش رو قورت داد و با احتیاط قدم برداشت و سعی کرد به دنبال شعله های روشن امید، در میان دنیای تاریکی که زندگی اش را در بر گرفته بود بگردد. او کجا بود؟ نمیدانست.... Published : April 24 Written by✒: callmeswiftie_ , coralineJs
More details![Irresistible [L.S] *Completed*](https://img.wattpad.com/cover/228975263-256-k919541.jpg)