Story cover for Bitter coffee by kookiedoOob
Bitter coffee
  • WpView
    Reads 335
  • WpVote
    Votes 31
  • WpPart
    Parts 9
  • WpView
    Reads 335
  • WpVote
    Votes 31
  • WpPart
    Parts 9
Ongoing, First published Jun 14, 2020
عه سلام ... عاره من همون ادم شادما هنوزم همونما منتها چشم ما ادما خطا زیاد داره .... حالا مهم نی.. من میخام بنویسم ... کوتاه پارت پارت...از سادیم گرفته تا مازوخیسم....ماحرای یه رابطه یا یه درد یا عشق .... فرقی نداره میخام یه مجموعه بنویسم از دلنوشته های قدیمیم گرفته تا نوشته های مخ مریضم .... من فقط میخام بنویسم و اثلن برام مهم نیست کسی بخونه .... شاید حتی خوشحال بشم کسی نخونه و نفهمه چقدر دروغگوی خوبیم
عه راستی شماهم هرچی دارین بفرستین برام میزامشون تو این مجموعه
به قلم ذهن مریضم☺
All Rights Reserved
Sign up to add Bitter coffee to your library and receive updates
or
#833vkook
Content Guidelines
You may also like
You may also like
Slide 1 of 10
cute baby cover
Paradise |ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
 hard bunny   تهکوک  cover
The Red Map🩸(نقشه ی قرمز)  cover
Whiskey[ویسکی] cover
𝐌𝐘 𝐃𝐀𝐃𝐃𝐘(𝐨𝐧𝐞𝐬𝐡𝐨𝐭) cover
fiction kookv"vkook cover
my lovely master cover
توت فرنگی کوچولو  cover
دارک وب cover

cute baby

29 parts Ongoing

پسری که به خاطر نجات خواهرش برده ی یکی از رئیس های گنگ خلافکار میشه . . . . "خواهش میکنم اقا شما میتونین اونو نجات بدید؟" "خب تو پولی داری که بتونی اونو بخری " جانگ کوک سرش به علامت منفی تکان داد " پس متاسفم نمیتونم براش کاری کنم" جانگ کوک اروم روی زمین نشست و سرش رو پایین انداخت "لطفا کمکم کنید تا خواهرم رو نجات بدم هر کاری بگید میکنم التماس میکنم "تهیونگ اروم سر جانگ کوک رو بالا اوورد و به چشماش نگاه کرد"هر کاری" جانگ کوک بدون هیچ فکری جواب داد"بله هر کاری فقط لطفا خواهرم رو نجات بدید"تهیونگ خم شد و اروم از زمین بلندش کرد "خواهرت امروز برمیگرده خونه ولی تو دیگه همچین حقی نداری".....