Killing L🖤ve

Killing L🖤ve

  • WpView
    reads 6,522
  • WpVote
    Stemmen 1,092
  • WpPart
    Delen 29
WpMetadataReadLopende
WpMetadataNoticeLaatst gepubliceerd maa, dec. 11, 2023
WpInfo
Fanfic
EXO
+من همه رو فراموش میکنم؛ هر چی که امروز شنیدم و دیدم. باشه؟ فراموش میکنم. تو هم باید همین راه رو بری! همه چی رو برمیگردونیم سر جای اولش. _ چرا فقط میخوای انکارش کنی؟ + از زمانی حرف میزنیم که سوخته چان؛ که ازش فقط یه ظرف خاکستر مونده. عقربهها بجای زمان، دور سر ما چرخیدن و این برای من و تو بدترین زمان ممکنه. فراموشی بهتره چان! فقط بهم اعتماد کن. دو نقطه مقابل هم بودن. کسایی که ضربه میزدن و کسایی که اونجا بودن تا روی زخم ناشی از ضربهها مرحم بذارن؛ چی میشد اگه یه نقطه تصمیم میگرفت نقش هر دو طرف رو برای دیگری بازی کنه؟ ●ChanKai ●Angst, drama, romance
Alle rechten voorbehouden
#2
beakhyun
WpChevronRight
Word lid van de grootste verhalengemeenschapOntvang persoonlijke verhaal aanbevelingen, sla je favorieten op in je bibliotheek en geef commentaar en stem om je gemeenschap te laten groeien.
Illustration

Je bent misschien ook geïnteresseerd in

  • Blue Ice.
  • ∘ ژیانی شاخ ∘تەواو بووە
  • dancing on glass🍷
  • Brothers (Taekook)
  • I'M JUST SENSITIVE .. ]
  • este amor es silvestre ❤️‍🔥
  • Blueberry scent
  • | Taste Of Love | Kookmin
  • [ My Lost Angel ]
  • Challenge = life
Blue Ice.

هری خیره توی چشم‌هاش غرید: -‌ هرگز به من دست نزن. نمی‌خوام ببینمت! لویی با صدای خفه‌ای گفت: -‌ من..من نمی‌فهمم... به دیوار تکیه زد تا سقوط نکنه و خودش رو در آغوش گرفت. تنش یخ بسته بود. -‌ چی رو نمی‌فهمی؟ نمی‌خوامت! . . . *Persian Translation *Original Story By: @purpledandeli0n

Meer details
WpActionLinkInhoudsrichtlijnen