Story cover for Indemnity | Complete  by MKookie3
Indemnity | Complete
  • WpView
    Reads 64,881
  • WpVote
    Votes 4,688
  • WpPart
    Parts 36
  • WpView
    Reads 64,881
  • WpVote
    Votes 4,688
  • WpPart
    Parts 36
Complete, First published Jul 08, 2020
Mature
هرکس تو این دنیا اشتباهاتی داره،که ناخواسته یه روزی،یه جایی تاوان این اشتباهاتشو پس میده..این عشق ممنوع بود..اشتباه بود..اشتباه هردوی ما..

🎖 2. #Hate
🎖 3. #Girlxboy
🎖 8. #Jungkook
🎖️ 8. #BoyxGirl
All Rights Reserved
Sign up to add Indemnity | Complete to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
خنجر زخمی 🔞 상처 입은 단검  by ErneIoang
69 parts Ongoing
نویسنده: Kai ژانر: دارک / عاشقانه/ اسمات/ غمگین / تعداد پارت : ۲۰۰ شخصيت اصلی : جونکوک / کانگ ا/ت شخصيت فرعی : مین بیونگ سو ۱۸ ساله / مین سوهی ۳۷ساله / لی یونگ ۴۱ ساله/ می‌یونگ ۲۰ ساله / شخصيت هاي دیگی هم خواد آمد و با آن ها هم آشنا میشید .... "خنجر طلا "چه اسمی داشت حتی نوشتنش هم آدم رو به چالش میندازه خنجر طلا پسری ۳۰ ساله با سه اخلاف معروف ... / شوخ تب / خشن / مرموز / .... خنجر طلا رئیس میز ( کاساکان ) و همچنین لقب خنجر طلا و رتبه دوم بزرگ ترین مافیا.... اینم از معرفی خنجر طلا ما رویایی داشتن یک عشق و بودن با آن عشق چه زندگی خوبی خواهد بود در نهایت عشق می‌بازد یا نه عشق مثل پری میمونه میان باد های صحرا عشق آدم ها رو فقد در میان قفس یارش میندازه درست مثل مینی اون فقد با حس عاشق شدن بهش نزدیک شد فقد همین ولی فقد میخواست خانم اون عمارت بشه و حرف خوردن از صاحبه کارش خسته از شستن ظرف های هر رستورانی حرف شنیدن و فوش دادن بهش از طرف مشتری های پرو و از خود راضی دیگه واقعا خسته بود ... فقد یک شانس از خدا خواست که خدا هم براش رقم داد ..... اون هیچ تقصیری نداشت اون مرد فقد اسیر عشق اون دختر شده بود تقصیره فقد این بود که عاشق اون شده بود فقد همین ولی عشق راه بد تری رو براش رقم زد عشق اونا رو به دشمنی خون کشید ....
💲Banker💲بانکدار( JK version) by TootakHp
28 parts Ongoing
نام فیکشن : Banker ( بانکدار ) Season 1 مترجم و بازنویس : Tootak ❌ این داستان استریت است ! ❌ ورژن تهیونگ همین داستان رو میتونید از صفحه خودم پیدا و دنبال کنید گوگولیااا😍💜 °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° " I own everything. Now I own her....... " خلاصه : اونها پدرم رو گرفتند. بعد از اون نوبت منه ، مگه اینکه با خواسته شون موافقت کنم . زمین زدن قدرتمندترین مرد کره . جئون جونگکوک ! °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° « فکر میکنی میتونی از من باهوش‌تر باشی؟! بامزه ست . ولی یادت نره...این شهر مال منه...و حالا...تو هم همینطور ! » « فکر میکنی نمیدونم داری چیکار میکنی؟! من همه چی رو میدونم و با این حال هنوزم میخوامت. » « مهم نیست چی میخوای ! نمیذارم ترکم کنی . تو مال منی و همیشه مال من میمونی. » « اگه بهم خیانت کنی ، هیچ جا تو این دنیا نیست که بتونی ازم قایم بشی . هیچ‌ جا! » « برای تو میکشم...برای تو میمیرم ! ولی..‌.جرعت نکن پامو لگد کنی. » Gener : Straight / Dark romance / Mafia / Crime / Revenge / Smut / Angst / Psychological drama Couple : Jeon jungkook & Kim minso Another carecter's : Jeon jimin / Kim namjoon / Jung hoseok / &........ Translator : Tootak
You may also like
Slide 1 of 10
خنجر زخمی 🔞 상처 입은 단검  cover
My Life FF cover
᭝‌ 𝐅𝐥𝐲𝐢𝐧𝐠 𝐭𝐨 𝐲𝐨𝐮 🔞 cover
ꫝꪖ𝕥𝕣ꫀᦔ🥀 cover
𝗟𝗮𝘀𝘁 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗰𝗲 cover
котёнок. cover
💲Banker💲بانکدار( JK version) cover
Lumen|لومِن cover
love ain't easy cover
You Are My Savior cover

خنجر زخمی 🔞 상처 입은 단검

69 parts Ongoing

نویسنده: Kai ژانر: دارک / عاشقانه/ اسمات/ غمگین / تعداد پارت : ۲۰۰ شخصيت اصلی : جونکوک / کانگ ا/ت شخصيت فرعی : مین بیونگ سو ۱۸ ساله / مین سوهی ۳۷ساله / لی یونگ ۴۱ ساله/ می‌یونگ ۲۰ ساله / شخصيت هاي دیگی هم خواد آمد و با آن ها هم آشنا میشید .... "خنجر طلا "چه اسمی داشت حتی نوشتنش هم آدم رو به چالش میندازه خنجر طلا پسری ۳۰ ساله با سه اخلاف معروف ... / شوخ تب / خشن / مرموز / .... خنجر طلا رئیس میز ( کاساکان ) و همچنین لقب خنجر طلا و رتبه دوم بزرگ ترین مافیا.... اینم از معرفی خنجر طلا ما رویایی داشتن یک عشق و بودن با آن عشق چه زندگی خوبی خواهد بود در نهایت عشق می‌بازد یا نه عشق مثل پری میمونه میان باد های صحرا عشق آدم ها رو فقد در میان قفس یارش میندازه درست مثل مینی اون فقد با حس عاشق شدن بهش نزدیک شد فقد همین ولی فقد میخواست خانم اون عمارت بشه و حرف خوردن از صاحبه کارش خسته از شستن ظرف های هر رستورانی حرف شنیدن و فوش دادن بهش از طرف مشتری های پرو و از خود راضی دیگه واقعا خسته بود ... فقد یک شانس از خدا خواست که خدا هم براش رقم داد ..... اون هیچ تقصیری نداشت اون مرد فقد اسیر عشق اون دختر شده بود تقصیره فقد این بود که عاشق اون شده بود فقد همین ولی عشق راه بد تری رو براش رقم زد عشق اونا رو به دشمنی خون کشید ....