We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
[ Black wine ] chanbaek - krisyeol - Sekaiyeol - Krischanbaek

[ Black wine ] chanbaek - krisyeol - Sekaiyeol - Krischanbaek

  • WpView
    Reads 14,592
  • WpVote
    Votes 3,153
  • WpPart
    Parts 42
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Wed, Nov 24, 2021
WpInfo
Fanfic
EXO
•BLACK WINE• •Ganer: Romance. Smut .Dram .School. Action .3some •Couple: Krisyeol. Chanbaek . Chanhun . Sekai . KrisHan •Writter: IM DIAMOND •خلاصه: پارک چانیول وقتی ۱۵ سالشه وبخاطر ظاهر چاق و زشت و وضع مالی بدش مورد آزار و اذیت بکهیون و اکیپش قرار میگیره خیلی میشکنه!.. بکهیون پسریه که دچار اختلال شخصیت هست و مربوط به حادثه خوفناک بچگیشه..و همین بیماری باعث میشه که چانیول رو سمت کامیون هل بده و.. وقتی که چانیول ۳ سال توی کما بود و همه فکر میکرد مرده، با کمک پدر بکهیون به یه آیدول خفن توی آمریکا تبدیل میشه و حالا کیه که روش کراش نداشته باشه؟ و خب حتی بکهیون هم عاشق آیدول عزیزش PCY هست و بدون اینکه بدونه اون همون پارک چانیولیه که عذابش میداد:) انتقام شیرینه نه؟ "کاش میدونست خنده هاش برای کسایی که نمیشناختنش بهترین ملودی دنیاس اما...برای من که نیومده زندگیم و جهنم کرد مثه ناقوس مرگ میمونه... ناقوسی که با هربار به صدا درومدنش کل شیشه غرور وجودم میشکنه و جوری از بین میره که انگار بی ارزش ترین آدم روی زمینم...اما....هیچ خنده ای ثابت نمیمونه..روزی کاری میکنم بپام بیوفتی... خودم جونت رو نجات دادم و جوابش شد این.. این تشکر کشنده با تحقیر کردنم.. تضمین نمیکنم دوباره نجاتت بدم..اونم تو روزی که بخوای خودت رو برام بکشی!!"
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Wrong number
  • 💎••SpotLight••💎
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • « تاراج » « 약탈 »

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines