
ی زمانی من نور بودم میدرخشیدم تو اوج اسمونا برای تو چشمک میزدم نجاتت داده بودم از تاریکی شده بودمنور زندگیت تو بدون ستارت زنده نبودی هر شب میشستی پشت پنجره تا فقط منو ببینی اگه بقیه با دیت نشونممیدادن داد میزدی اون ستاره ی منه فقط و فقط مال منه... اما الان ستارت شکسته دیگه نور نداره چشمکنمیزنه،اصلا دیگه تو اسمون نیس امده پایین تا پیشت باشه ولی تو پاتو گذاشتی رو ستاره ای که یه روزی همه زندگیت بود...All Rights Reserved