STRAWBERRIES & CIGARETTES | BANG CHAN

STRAWBERRIES & CIGARETTES | BANG CHAN

  • WpView
    Reads 19,692
  • WpVote
    Votes 2,938
  • WpPart
    Parts 36
WpMetadataReadComplete Sun, Dec 12, 2021
"هی! می‌دونستی یه نظریه میگه که ما قبل از اینکه بوجود بیایم ذره هستیم؟ " گوله های برف روی صورتم میریختن اما من حسشون نمی‌کردم چون داشتم از درون میسوختم "یعنی چی؟" کریس غلتید و بدنشو به بدنم نزدیک تر کرد "فکرشو بکن.من و تو،همه ی آدم های این سیاره،هممون ذره بودیم.حتی کوچیکتر از الکترون ها.حتی کوچکتر از این کریستال های شیش ضلعیِ برف که روی گونه هامون میریزن." "تو واقعا بهش باور داری،کریستوفر؟" "نمی‌دونم هانا.اما چیزی که ازش مطمئنم اینه که توی این لحظه،من،تو،هردومون ممکنه در مقایسه با این کهکشانی که توش هستیم از ذره هم کوچیکتر باشیم اما وقتی به هم نگاه میکنیم،کهکشانمون رو توی چشمای همدیگه می‌بینیم.کهکشانی که فقط ما دوتا ازش خبر داریم. "
All Rights Reserved
#9
leeknow
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 'The Blot,
  • LOVESICK | Chanlix
  • 𝙂𝙖𝙢𝙚
  • Where You Are Not | hyunlix
  • 𝙒𝙝𝙖𝙩 𝙞𝙨 𝙝𝙖𝙥𝙥𝙞𝙣𝙚𝙨𝙨?? [Minsung]
  • Our Fathers(Chanho, Jeonglix)
  • One Shot 👑 Stray Kids
  • Near the Thetford forest(minsung)
  • my beautiful melody 💙
  • .ᴍʏ ᴡʜɪᴛᴇ ʀᴏꜱᴇ.                                                        (Minsung)

*Name: The Blot [درحال آپ] *Couple: ChanLix, ChangJin, Minsung *Genre: Romance, Angst, Mystery, Psychological, Smut چه حسی داره وقتی چشم هاتو برای اولین بار به روی دنیا باز میکنی و حتی از همون ثانیه اول، هرچند ذره ای ناچیز، متوجه بشی که توی یه جسم اشتباهی گیر افتادی؟ شبیه قفسی که هرچقدر سعی کنی مثل همه ادم های شبیهت بپذیریش و دوستش داشته باشی فقط خسته و عصبی تر میشی. چون این جسم لعنتی فقط برای تو یه قفسه! برای همه هم نوعات یه هویته! وقتی یه قطره سیاه میفته روی یه لباس سفید وقتی اون نقطه قهوه ای رنگ حاصل از زخم و سوختگی میمونه روی یه پوست صاف و سفید و بی نقص وقتی بعد از ساعت ها تلاش و انرژی، بوم رنگی ای رو به وجود میاری که بی نقص بودنش میتونه روحتو ارضا کنه اما یه لکه...یه لکه‌ی غیر منتظره، مزاحم و احمقانه‌ و زشت گند میزنه به هرچی که ساخته بودی حالت ازش بهم میخوره، عصبانیت میکنه میخوای پاکش کنی اما پاک نمیشه با هر روشی که جلو بری ردی ازش میمونه حتی اگه کامل پاک شه حسابی اون بوم و پوست و پیراهن رو ازار دادی اون لکه...من بودم...یه لکه‌ ننگ!

More details
WpActionLinkContent Guidelines