I am a princess

I am a princess

  • WpView
    Reads 8,103
  • WpVote
    Votes 870
  • WpPart
    Parts 9
WpMetadataReadMatureComplete Tue, Sep 22, 2020
همه چیز عالی بود ، تو زندگی شاد و اروم خودتو داشتی با خوشحالی کنار مادر و پدر پیرت زندگی میکردی اما همه چیز با ورود اون ادمای چشم بادومی به خونتون بهم ریخت.. حقیقت زندگی قشنگت بهم ریخت... تو دختر مادر و پدرت نبودی... اصلا اسمت سارا نبود.. و محل زندگیت اصلا این کشور نبود اما تو این تغییر رو نمیخاستی و میخاستی باهاش بجنگی .... تو باید میرفتی پیش خانواده واقعیت .... با اونا زندگی میکردی ... تو یه ادم معمولی نبودی... تویه شاهزاده بودی باید به قصر برمیگشتی و به عنوان ملکه زندگی کردی اما پادشاه تو کیه ؟! ◇| #Shadi
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 7 Days.
  • forbidden Love (completed)
  • Sorry✔
  • Psychotic | Persian Translation ( jungkook~jin)
  • Chosen by moon 🌙
  • ♡𝑳𝒖𝒄𝒌𝒚 𝒅𝒂𝒚♡"Complete"
  • вℓσσ∂ мσηєу🤍
  • ❥вℓαcк ρєαrℓ [ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ]
  • my miracle
  • you are mine
7 Days.

"هفت روز. توی هفت روز اونا اهداف زندگیشون رو میگفتن. تک‌تکشون پر از تنفر بودن." آروم گونه‌ش رو نوازش کرد و ادامه داد. "منتظر بودم. منتظر کسی که بخواد خورشید خونه‌ی تاریک و سردم بشه." "و پیداش کردم. آفتاب گرمم رو توی سردترین نقطه‌ی اِلیزیوم. جایی که قراره با وجودت گرمش کنی."

More details
WpActionLinkContent Guidelines