The Blue Butterfly"Vmin"

The Blue Butterfly"Vmin"

  • WpView
    Membaca 1,139
  • WpVote
    Vote 147
  • WpPart
    Bab 7
WpMetadataReadBersambung52m
WpMetadataNoticePublikasi terakhir Sab, Agt 29, 2020
تا حالا فکر کردین که دنیاتون به اخر رسیده؟ تا حالا حس کردین هیچ امیدی وجود نداره؟ تا حالا حس کردین که تمامه انرژی هایه منفی اطراف جذبه شما شده و شما در باطلاقه عمیقی گیر افتادین که راهه فرار ندارین؟ آه‍ههههههههههه من همه ی این حسارو الان درک میکنم یعنی واقعا هیچ کس نیست نجاتم بده ؟ یعنی واقعا کسی نیست که در تاریکیه ذهنم مثله یک ستاره بدرخشه ؟ هه تو چی فکر میکنی؟تو تنها کسی هستی که به حرفام گوش میدی و من بدونه نگرانی حرف های دلمو بهت میگم . پرواز کن .پرواز کن، پروانه ی آبیه من سلاااااام گوگولیاااا چطوریینن؟امیدوارم حالتون خوب باشه .من واقعا اولین بارمه که دارم فیک مینویسم و نمیدونم که شما دوسش دارین یا نه ولی امیدوارم ازش لذت ببرین و ازتون میخوام که به افراد دیگه هم این فیکو معرفی کنید امیدوارم که ازش لذت ببرین .منتظر ووت هاتون هستم😉 کاپل اصلی:Vmin کاپل فرعی:Yoonkook/Namjin/Chanbak
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • The Shadow [Completed]
  • Little Bunny
  • 𝙎𝙞𝙡𝙡𝙖𝙜
  • Marry on a cross
  • Fuck me like u do! ver vkook
  • Mirage [ Completed ]
  • VALDEMAR
  • You Sadist [ NamJin, TaeJin ]

همه ی دنیا اونو به اسم شدو(سایه) میشناختن خودش اینو خواسته بود سایه‌ی تاریکی که روی زندگی آدم‌ها میوفتاد و باعث نابودی میشد.تعداد آدمایی که اسم واقعیش رو میدونستن اونقدر کم بود که گاهی خودش هم اسمش رو فراموش میکرد. اما وقتی برای اولین بار اون پسر رو دید، همه چیز عوض شد بکهیون شبیه هیچکدوم از آدمایی که تو زندگیش دیده بود، نبود. ******************** + میدونم وقتی تو رو دیدم مغزم خالی شد. نه چیزی میشنیدم نه چیزی میدیدم. اون شب اول توی هتل و دفعه‌های بعدی تو همین خونه... اون وقت‌ها هم عقلم رو از دست داده بودم. تو تاریکی فرو میرفتم و وقتی بیرون میومدم که بهت خیلی صدمه زده بودم. اذیتت کرده بودم و حالت بد شده بود. + تو خیلی قشنگی بکهیون. خیلی قشنگی... خیلی ظریفی... خیلی مهربونی... اونقدر که باعث میشی هم از خودم بدم بیاد هم بترسم. از خودم بدم بیاد که اون رفتارها رو باهات کردم و همینطور از اینکه ممکنه بعدا بازهم اذیتت کنم، ترس همه‌ی وجودم رو میگیره. ******************* ژانر: رمنس، اسمات، انگست،جنایی، معمایی، مافیایی کاپل ها: چانبک، کایسو، هونهان

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan