secret castle

secret castle

  • WpView
    Reads 4,052
  • WpVote
    Votes 233
  • WpPart
    Parts 20
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Sep 20, 2014
گلوری مورگان پانزده ساله برای کار پدرش به یک قلعه خاکستری در خارج از لندن نقل مکان میکنند.انها این قلعه را از دو برادر بیلیونر می خرد.گلوری فکر میکند فروشندگان این قصر کمی عجیب هستند.انها نور را دوست ندارند.ولی از همه بد تر رفتار هری یکی از ان برادر هاست!
All Rights Reserved
#354
onedrirection
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Destiny (Completed)
  • True king
  • Another.
  • crazy in love
  • Mistake (Completed)
  • Forbidden hymn
  • Once in a life time
  • ڤـاليزا|h.s| ~مُكتملة~

دستم رو به نشونه تهدید جلوش گرفتم : کوکی چیزی نمیگه ولی من میرم به بابام میگم اونوقت میفهمین . جیمین زد زیر خنده و تهیونگ دوباره از پشت بغلم کرد و خودش رو بهم چسبوند دستشو رو پام کشید: خوش به حال بابات که تو پرنسسشی کاش من دَدیت بودم خواستم ازش جدا شم ولی فایده نداشت محکم تر به خودش فشارم داد و بلند داد زد : میگم راسته که بابات فقط سی و پنج سالشه یعنی هیجده اینا بوده که تو به دنیا اومدی نه؟ سرش رو به گوشم نزدیک کرد اگه مامانتم مثل ما شونزده سالش بوده پس نظرت چیه مامان بابات رو الگو کنیم واسه خودمون؟ کاپلی و دختر پسری

More details
WpActionLinkContent Guidelines