Story cover for A Mistake by ParkMaya1485
A Mistake
  • WpView
    Reads 186
  • WpVote
    Votes 20
  • WpPart
    Parts 3
  • WpView
    Reads 186
  • WpVote
    Votes 20
  • WpPart
    Parts 3
Ongoing, First published Jul 31, 2020
Description:

پسر ماسکشو درآورد و برای اولین بار صورتشو میبینی. حس میکنی چند دقیقه همه ی دنیا رو حالت میوت بود. دیگه مطمئن نیستی خوابی یا بیدار. وقتی دوباره حس شنواییت برمیگرده میتونی صدای مایا رو بشنوی که در حالی که دستاشو محکم بهم میکوبه میکوبه و میگه "هولی فاک..‌. دختر تو چقد سگ شانسی.. این.. این.."

پسر دستشو جلوت بالا میاره و میگه "سلام‌. من اوه سهون هستم."

Foreword:

یه اشتباه کوچیک(؟) پزشکی، پای سهون رو به زندگیت باز میکنه؛ هرچند که سهون از وجود تو تو زندگیش کاملا ناراضیه.

Characters:

اوه سهون، کیم سوهو، و بقیه ی اعضا.
هواسا.
اوریجینال کاراکتر (خواننده).
All Rights Reserved
Sign up to add A Mistake to your library and receive updates
or
#25suho
Content Guidelines
You may also like
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
27 parts Ongoing
🔻عنوان: مُهر اهریمن ♦️کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton برشی از داستان: _بازم اهریمنم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت می‌داد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک می‌کرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزه‌ای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته... با کمال میل... با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه‌ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف وخونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
Twisted ⨁ vengeance ﴾KV﴿ by vk_00_kv
18 parts Ongoing
𝐓𝐰𝐢𝐬𝐭𝐞𝐝 ⨁ 𝐯𝐞𝐧𝐠𝐞𝐚𝐧𝐜𝐞 وقتی سایه‌ها از زیر خاکستر قد می‌کشیدن، دل‌های یخ‌زده آروم‌آروم به هم نزدیک میشدن؛ مثل جرقه‌ای پنهون، درست وسط ویرانه‌ها .. در جهانی که قدرت، نفوذ و میراث حرف اول را می‌زند .. ازدواج ، به یک معامله تحمیلی، بازی‌ای خطرناک تبدیل می‌شود .. معامله‌ای که در پس لبخندها و کشتار ها ، سرنوشتش را به مردی مرموز و خطرناک گره می‌زند؛ مردی که با چشمانی سرد و نیتی ناشناخته، پا به دنیای کوچک امگا گذاشته .. اما وقتی نقشه‌ها به هم می‌ریزد و احساسات از لابه‌لای دود و باروت سر برمی‌آورند ... چه کسی بازنده‌ی این بازی خواهد بود؟ فقط یک چیز قطعی‌ خواهد بود : هیچ‌کس از این بازی، همان آدم قبل بیرون نخواهد آمد .. + تو قاتل آرزو های منی .. - چطور تونستی با من این کار رو کنی ؟! اصلا هیچ وقت منو دوست داشتی ؟! - یعنی الان میخوای منو بکشی ؟! خودت گفتی که آدم خطرناکی هستی .. + اگه خطرناکم باشم، برای تو و یون‌جو هرگز نیستم تهیونگ .. ▄︻┻┳═ ᚑ❦ᚑ ═┳┻︻▄ ✧کیم تهیونگ | tea ⇐ " - " ✧ جئون جونگ کوک | Kook ⇐ " + " ➣ فیک : 𝐓𝐰𝐢𝐬𝐭𝐞𝐝 ⨁ 𝐯𝐞𝐧𝐠𝐞𝐚𝐧𝐜𝐞 | انتقام ⨁ پیچیده ➣ نویسنده : Yuna ➣ کاپل اصلی : KooKV ➣ ژانر : رمنس، جنایی، BL.. ➣ تعداد کل پارت‌ها : ؟ ➣ وضعیت فیک : درحال آپ .. ➣ روز های آپلود : نام
You may also like
Slide 1 of 10
My Precious Trust || vkook|| Sezon1 cover
innocent ⛓️معصوم cover
Stay (KOOKV) cover
ابصرت جودا في سطام  cover
I Love You cover
hyunlix/comic cover
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ cover
Silence  cover
♡𝓜𝔂 𝓑𝓸𝓼𝓼♡ {K.TH} ✔  cover
Twisted ⨁ vengeance ﴾KV﴿ cover

My Precious Trust || vkook|| Sezon1

80 parts Ongoing

ژانر:(رومنس_معمایی_اسمات🔞) #هپی_اند🫰 ✦ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook, secret, (a little verse) ✧ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾:Dark romance, smut🔞 ✦ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: sarah🦋 جونگکوک پسری از یه خانواده متمول و سختگیر که رویای رفتن به آمریکا رو داره... دست تقدیر اونو با مردی آشنا میکنه که زندگیشو به کلی دچار تغییرات غیرقابل بازگشت میکنه.... " هیچکس جز خودم حق نداره حتی وقتی قبل از مرگت دست و پا میزنی لمست کنه جونگکوک یا اون خون کثیفی که ازت میریزه رو ببینه..." " باشه ولی حق با تو بود تهیونگ آدم حاضره بخاطر بچه اش هرکاری بکنه" +"نگران هرچیزی باش جونگکوک جز من..." +"پدر تو شاید دورترین دشمن من بشه... ولی دشمن های اصلی من همیشه از رگ گردنم به من نزدیک تر بودن... کسایی که خواستن منو زمین بزنن همیشه در نزدیک ترین فاصله ی ممکن به من قرار داشتن یا هم خون ام بودن... یا هم خونه ام.... چنل تلگرام : @taehkook_fiction