Living In Avengers Tower

Living In Avengers Tower

  • WpView
    Membaca 13,992
  • WpVote
    Vote 2,159
  • WpPart
    Bab 33
WpMetadataReadBersambung
WpMetadataNoticePublikasi terakhir Min, Apr 18, 2021
استیو هراسون از آسانسور بیرون پرید. تونی: استیو چیزی شده؟ استیو: می دونستی آسانسورت حرف میزنه؟ تونی: به برج اونجرز خوش اومدی پیرمرد... همه چی از اون روز شروع شد. روزی که تمام اعضای اونجرز تصمیم گرفتن بعد از این همه سختی کنار هم توی برج اونجرز زندگی کنن. حالا که با هم همخونه هستن غم ها و شادی هاشون با هم یکی میشه. اونا حالا یه خانوادن. یه خانواده خیلی بزرگ که هر کدوم از اعضاش از یه طرف جهان و از یه کشور اومدن. __ __ __ __ __ __ __ __ __ __ __ __ __ اینم یه داستان از زندگی توی برج اونجرز. همه لحظه ها وجود دارن. لحظه های فان و باحال. لحظه های تلخ و سخت. (دروغ گفتم. همش فانه😀) فقط حواستون باشه توی این داستان هیچ کس نمرده (و البته نمی میره.) به هر حال..... امیدوارم که خوشتون بیاد.😊
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
#2
buckybarnes
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • giji viji
  • 𝗣𝗿𝗼𝗳𝗲𝘀𝘀𝗼𝗿 𝗞𝗶𝗺ᵃᵘ
  • خندیدن به سبک وان دی
  • کصشر در واتپد
  • اعترافات
  • جنون
  • هوس مجد
  • Z.M   L.H   N.SH
  • ژیانێکی نەفرەتی[کۆتای هاتوە]
  • fuckland
giji viji

چرا؟😑 کاش..😶 ارعع بلا؟؟؟😏😏 اینجا بوک فانه😐هه! بخون ببین چیه پرو/:توضیح نمدم/:هاهاها😐

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan