UnStoppable

UnStoppable

  • WpView
    Reads 275
  • WpVote
    Votes 47
  • WpPart
    Parts 8
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Oct 16, 2020
واقعا سنت و تجدد می‌تونن با هم باشن یا نه؟ سنت و مدرنیته باید با هم باشن! بدون هرکدوم از اونا، دیگری معناش رو از دست میده. مخصوصا مدرنیته. ولی باید مراقب باشی. چون تمام اینها باید در خودِ تو اتفاق بیفته! *** - فقط پسش بده خب؟؟... و در یک حرکت غیرمنتظره، ناگهان هیوک بازوی دیگرش را به دور کمر او انداخت و... دونگهه وحشتزده دم عمیقی گرفت و هنوز واکنشی نشان نداده بود که آن صدای بم دوباره در صورتش پخش شد: - پس تو یک بالرینی؟ به تیپ و قیافت که مثل پدربزرگهاست می‌خوره. *** هیوک باقیمانده راه را هم تا پله‌ی اول پایین آمد و با همان لحن لبریز از آرامش ادامه داد: - دارم میگم باهاش روبرو شو و دهن دروغگوش رو سرویس کن! و دستش را به سمت دونگهه دراز کرد: اعتماد کن بهم. من نگهت میدارم... با من، هیچ خطری تهدیدت نمی‌کنه. *** لبخند خواهم زد، می‌دانم چگونه شهر را بفریبم... آنچه می‌خواهی بشنوی را خواهم گفت... به تو نشان میدهم چقدر قوی هستم... نشان میدهم که من، "هستم"...
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • 💎••SpotLight••💎
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • bunny and bear (Taehkook)
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Wrong number
  • « تاراج » « 약탈 »
  • kookv baby doll [ Completed ]

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines