🚨 OVERDOSE 🚨

🚨 OVERDOSE 🚨

  • WpView
    Reads 375
  • WpVote
    Votes 83
  • WpPart
    Parts 4
WpMetadataReadOngoing1h 3m
WpMetadataNoticeLast published Sun, Aug 23, 2020
🚀OVERDOSE🚀 Writer : BlueD (@kadi1288) Couple : Kaisoo🏳️‍🌈 Genre : Romance ♥️ , Smut 💯 , Fluff 🌝 زمان آپ 🖋 : شنبه _ یکشنبه 👨🏻‍💻 دو آیدل معروف و رقیب, دو کیونگسو و کیم جونگین هیچ وقت باهم نمیسازن و سردن. اما دوتاشون یه راز مشترک دارن: هردو اونها ساعتهای آزادشون رو مخفیانه صرف نوشتن فیک میکنن و شیپ اصلیشون کادی عه. چیزی از زندگی واقعی همدیگه نمیدونن. دو نویسنده باهمدیگه همکاری میکنن و حرف میزنن. اما چطور نویسنده ی فلاف و سافت "کای بِر" , به نویسنده ی معروفِ اسمات و انگست "بیبی سو" علاقمند میشه ?! ⁉️⚠️⁉️⚠️⁉️⚠️⁉️⚠️ کای: خب اینطوری فیکشن رو تموم میکنیم, اونها اینکارو کردن ... این رو باید اینجوری که فرستادم بنویسیم ... تمام ! *پیامو ارسال میکنه* دی او: *سرخ میشه* چ-چی؟! ن-نه ما اینو نمی نویسیم! *شروع میکنه تایپ کردن* 💯درحال آپ در کانال کادی : kadi1288@💯
All Rights Reserved
#156
kimjongin
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Darvin's Clover | VKOOK
  • HE IS YOUR OPPOSITE ROLE
  • Omega And His Baby
  • The 7 Princes [BTS x Reader](Translation Ver )
  • Blinding Cosplay
  • 𝐍𝐨𝐭 𝐦𝐲 𝐭𝐲𝐩𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐦𝐲 𝐇𝐔𝐒𝐁𝐀𝐍𝐃!
  • fake love ❗عشق دروغین
  • MUST BE SUNNY [KookV]
  • llیاغی کلاس |Class Outlawll
  • 𝐈 𝐇𝐞𝐚𝐫 𝐘𝐨𝐮𝐫 𝐕𝐨𝐢𝐜𝐞 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ✓

┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday

More details
WpActionLinkContent Guidelines