Z END
  • WpView
    Reads 34,516
  • WpVote
    Votes 8,116
  • WpPart
    Parts 35
WpMetadataReadMatureComplete Wed, Mar 10, 2021
WpInfo
Fiction
Horror
اونا میگن "عاشق شدن کار آسونیه. قسمت سخت ماجرا نگه داشتن عشقیه که پیدا کردی." توی دنیایی که داره به آخر میرسه و به جای آدما زامبیا داخل خیابوناش راه میرن، این جمله معنای کاملا متفاوتی پیدا میکنه. A Ziam Story [Highest ranking: #1 - Horror] [Completed]
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • نطفه‌ی شیطان
  • HOLLY BLOOD (hannigram)
  • جن عاشق
  • DON'T IGNORE ME
  • 𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | Minsung
  • 𝘈𝘳𝘤𝘢𝘥𝘪𝘢 ❘ 𝘝𝘒
  • baby smell my devil | kookv
  • Brat bunny kills
  • رقصنده‌ی سفید پوش < The dancer in white > یونمین
  • ~mafia project ~

جادوگر گفته بود: اگر خواهرش می‌خواهد باردار شود، باید هفت شب متوالی، از ساعت یک بامداد تا پیش از طلوع آفتاب، زیر بزرگ‌ترین درخت جنگل بنشیند؛ با لباسی کاملاً سفید، تمیز و زیبا... مثل لباس عروس. : تو می‌خوای بچه‌دار شی، به من چه! : تهیونگا، خواهش می‌کنم... گفته شوهرم نباید همراهم باشه. تنها می‌ترسم. : حتی فکرشم نکن! اما کسی فکرش را هم نمی‌کرد... اگر تهیونگ، اشتباهی و بی‌خبر، زیر آن درخت می‌نشست چه می‌شد؟ جنی که از اعماق تاریکی ها احضار شده بود، نمی‌دانست «عروسی که قرار بود کودکش رو حمل کند» ان پسر نیست،نطفه‌ش در شکم کسی کاشته شد که نباید.... _________________ kookv

More details
WpActionLinkContent Guidelines