+ من اینکارو نکردم! اینا همش توهمات توعه سهون! سرشو پایین انداخت و در حالی که لرزش صداش ، مشهود بود گفت - کاش توهم بود جونگ! کاش میشد با یه قرص از توهمم بیرون بیام و تورو بغل بگیرم و حس کنم از تموم دنیا ، حداقل جونگینش مال منه...کاش میشد خودم یکاری میکردم...کاش حل شدنی بود تا خودم حلش میکردم اما جونگ... گند زدی...دیگه دلم برات نمیتپه تا نجاتت بدم...کاش حداقل بذاری مرگتو من رقم بزنم...حتی اگر برام نرقصی... 🌀مینیفیک : پایان شیرین 🌀کاپل : سکای ، چانبک 🌀ژانر : انگست ، معمایی ، اسمات ، درام 🌀تایم آپ : روز های زوج 🌀نویسنده : حناسا 🌀وضعیت : تمام شده 🌀هپی اند این فیک از یه جایی به بعد دوتا داستان مختلفو ادامه میده...انتخاب با شماست چجوری ادامه بدید... یه پایان با سهبک و چانکای یه پایان با سکای و چانبک بستگی به انتخاب شما داره
Detail lengkap