Hidder Kook/Vkook Full Smut

Hidder Kook/Vkook Full Smut

  • WpView
    Reads 998
  • WpVote
    Votes 85
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Nov 28, 2020
WpInfo
Fanfic
BTS
"Two SHOTs" Name: "Hidder Kook" Gunre: "full smut, romance, angst, omega werse" جونگ کوک، سولو آرتیست جوان و خوش صدای کیپاپ اون کسی که فکر میکنید نیست! اون سال ها مشغول حفاظت از رازی هست که هویتش رو تشکیل میده. شاید خیلی از ما ها فکر میکنیم که آیدول ها زندگی افسانه‌ای و رویایی‌ دارن ولی، آیا کسی هم از پشت پرده و مشکلات زندگی اون ها خبر داره؟ این داستان روایتگر جدال بین احساسات و دنیای پیرامون جونگ کوکه. جونگ کوک میخواد آزاد باشه و حقیقت وجودش رو فریاد بزنه ولی، آیدول بودن این اجازه رو بهش نمیده. رویای بچگیش حالا تبدیل به کابوس شب و روزش شده؛ طوری که هر روز با خودش میگه، ای کاش اودیشن نمیدادم. TRIGGER WARNING(هشدار قابل توجه): این داستان دارای محتوای افسردگی، خودزنی، رفتار های نامناسب و همینطور حجم زیادی از رابطه جنسی میباشد. لطفا قدرت تاثیر کلمات و تلقین رو جدی بگیرید و تنها در صورتی بالای هیجده سال سن دارید و "به خودتون اطمینان میدید که همزمان و یا بعد از خواندن این داستان تاثیری رو روی خودتون حس نمیکنید" خواندن داستان رو شروع کنید.
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • 💎••SpotLight••💎
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Wrong number
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines