Story cover for Always and forever by sleepyland
Always and forever
  • WpView
    Reads 10,271
  • WpVote
    Votes 1,961
  • WpPart
    Parts 16
  • WpView
    Reads 10,271
  • WpVote
    Votes 1,961
  • WpPart
    Parts 16
Complete, First published Oct 29, 2020
Mature
تو فقط میدونی چه جوری عشق بورزی. تو هیچ وقت دوست داشته نشدی . 
نو فقط میدونی چه جوری همه وجودت رو به کسی بدی ولی  هیچ وقت چیزی از کسی دریافت نکردی.
تو فقط بلدی ببخشی ، هیچ کس تو رو نبخشیده.
اما یه بار دیگه ...میتونی دوباره منو دوست داشته باشی؟
یه بار دیگه قلبتو به من میدی؟
فقط یه بار دیگه منو می بخشی؟
قبول میکنی که تا ابد باهم باشیم؟
All Rights Reserved
Sign up to add Always and forever to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
Afra's bride 🍁 ﴾ VK ﴿ by vk_00_kv
38 parts Ongoing
⭕ باز نویسی و ادامه فیک رز سفید من ﴿ #My white rose ﴾ ⭕ + احتمالاً تمام سهم من از زندگی کنار آلفای ژن برتر ، قراره تختی باشه که وظیفهام گـ🔞ـرم کردن و پیچوتاب خوردن روی تشکش از دردِ .. اوه الهی ماه ، لطفاً نجاتم بده .. ༒..........❀..........༒ + مـ.. من .. من گناهش رو گردن میگیریم .. * گم شو تو اتاقت بچه .. رییس اونا نمیفهمن چی میگن ، این .. این کم کاری من بوده لط .. لطفاً به اونا توجه نکنید .. لعنت به روزی که تو رو برای اولین بار دیدم .. - تو هیچ حقی نداری .. + از این زندگی متنفرم .. از تو بیشتر متنفرم شاهزاده .. ༒..........❀..........༒ ✧کیم تهیونگ | tea ⇐ " - " ♛ ✧ جئون جونگ کوک | Kook ⇐ " + " ♚ ➣ فیک : 𝕬𝖋𝖗𝖆'𝖘 🍁 𝖇𝖗𝖎𝖉𝖊 | عروس 🍁 افرا ➣ نویسنده : Yuna ➣ کاپل اصلی : VKooK ↲ فرعی : Yunmin, Namjin ➣ ژانر : رمنس، مافیایی ، مرموز، امگاورس .. ➣ تعداد کل پارت‌ها : ؟ ➣ روز های آپ : هفته اول و سوم هر ماه ➣ وضعیت فیک : در حال آپ با فیک " عروس 🍁 افرا " همراه باشید...
THE SECRET HUSBAND  by Helen___Aw
76 parts Complete
[Completed] کیم تهیونگ و جئون جونگکوک ازدواج کردن... اما اونا دو ساله که همدیگرو ندیدن...اونا فقط یکبار تو کل زندگیشون همو دیدن و اونم روز عروسیشون بوده ولی به همدیگه با دقت نگاه نکردن جونگکوک اسم شوهرش رو می‌دونه...چون این اسمیه که همه جا به عنوان سرپرست قانونیش ثبت شده ولی تهیونگ، اون حتی اسم همسرشم نمیدونه... تهیونگ کانادا زندگی میکنه و هر ماه مبلغ زیادی رو به یه حساب خاص منتقل می کنه ... جونگکوک دانش آموزی توی سئوله...همه توی کالج، حتی معلم ها هم ازش می ترسن...اون چیزی نمیگه و فقط با مشت حرف می زنه و برای همه قلدری میکنه... هیچکسی توی کالجش راجب خانوادش چیزی نمیدونه، اونا فقط دیدن که پسر سوار ماشین های اسپرت گرون قیمت میشه و لباس های گرون میپوشه. اون یه اکیپ دوست داره که به همون اندازه لوس و بدجنسن اما از خانوادش چیزی نمیدونن‌. جونگکوک میخواد طلاق بگیره. هرکاری می‌کنه تا طلاق بگیره...اون از ازدواج متنفره...اون مثل یه پرنده آزاده... ولی... چی میشه اگه کالج یه مهمونی برگزار کنه... یه جونگ کوکِ مست بدون اینکه بدونه با شوهرش میخوابه...؟؟؟؟؟؟ چرا تهیونگ به سئول برگشت...؟؟؟؟؟ واکنش اونا در مورد شناخت همدیگه چیه...؟؟؟؟؟ Genre: romance, angst, fluff,smut, melodrama, mafia Couple: Vkook Translator:Helen___Aw Writer: bora95purple 🥇 Romance 🥇 Taehyung 🥇 Vkook 🥇Fanfiction 🥇boyxb
𝗟𝗜𝗚𝗛𝗧𝗡𝗜𝗡𝗚 𝗦𝗧𝗥𝗜𝗞𝗘 by Uranussnowy
66 parts Ongoing Mature
ᯓ Lightning Stike ꔛ صاعقه ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ─ ・┈ ・ ─ ・┈ ・┈ ・ ─ ・┈ ‌‌ ‌ ߝ از نظر مین سوکجین برای یک ازدواج تفاهم و احترام نسبت به کشش و عشق برتری داشت پس وقتی پدرش پیشنهاد ازدواج با پارک جیمین، دوست نزدیکش رو داد؛ مخالفتی نکرد. جیمین زیبا، باوقار، مسلط و منطقی بود از طرفی کنار علایق مشترک با سوکجین، او رو درک می‌کرد و همین‌ها کافی بود هر چند... گاهی اوقات از خیره شدن به چشم‌های جونگ‌کوک تپش قلب می‌گرفت و بعضی مواقع با بوییدن رایحه‌ی تهیونگ مست می‌شد. با همه‌ی این اوصاف مین سوکجین رازی داشت، رازی که او رو به مطالعه‌ی تاریخ و افسانه‌ها سوق داد، رازی که از او نه یک جفت، بلکه سه جفت طلب می‌کرد. رازی که او رو مقابل جیمین، جونگ‌کوک و تهیونگ قرار داد...✎ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ─ ・┈ ・ ─ ・┈ ・┈ ・ ─ ・┈ ─ Couple ꕀ Vocal Line ► Alpha Seokjin Center Genre ꕀ Drama, Angst, Omegaverse, Friends to Lovers, Polyamory, Erotica, Lgbtq, Bdsm Writer ꕀ Apollo Up Time ꕀ Tuesday
You may also like
Slide 1 of 7
kim family  cover
Afra's bride 🍁 ﴾ VK ﴿ cover
THE SECRET HUSBAND  cover
𝗟𝗜𝗚𝗛𝗧𝗡𝗜𝗡𝗚 𝗦𝗧𝗥𝗜𝗞𝗘 cover
"HALF BROTHER" cover
you're our boy / Vkookmin cover
The Nightmareᵏᵒᵒᵏᵛ (Full) cover

kim family

11 parts Ongoing

توی دنیای امگاورس خیلی اتفاقا می افته گاهی خوب گاهی بد شاید برای بعضی افراد باعث خنده باشه شاید برای بقیه موجب اندوه و ناراحتی اما توی این دنیای بزرگ توی شهر سئول توی یه یتیم خونه که به طور خیلی بدی از بچه های اونجا نگه داری میکنه داداش بزرگتری که خودشو مسئول مواظبت از برادراش میدونشت به خاطر برادر کوچولوی مظلومش از یتیم خونه فرار کنه و برادراشو با خودش ببره اما جایی رو نداره که بمونه شاید باید آواره میشدن شاید باید توی کوچه ها میخوابیدن شاید هم... کاپل ها: نامجین (فعلا) ژانر: غمگین؛ امگاورس؛ کمی اسمات؛ امپرگ لطفا بخونین و ووت بدین