Burn||Kookmin

Burn||Kookmin

  • WpView
    Reads 116,741
  • WpVote
    Votes 21,581
  • WpPart
    Parts 36
WpMetadataReadMatureComplete Mon, Nov 29, 2021
‏ ‏Social media AU ▶︎خلاصه:《︎ پارک جیمین از سال های اول کالجش کراش عمیقی روی جئون جونگکوک ‌‌داره.این در حالیه که جونگکوک حتی نمیدونه کسی به اسم پارک جیمین وجود داره!خب همه چی خوب پیش میرفت اگه ‌‌جیمین اون اتفاق رو نمیدید و درگیر یه معامله نمیشد! معامله ای که بعدا قرار بود پشیمونش کنه..》︎ ▶︎Credit To @/dinominminie On Twitter ▶︎کاپل اصلی: کوکمین ▶︎ژانر: رمنس،اسمات،انگست،سوشیال مدیا لایف ▶︎این بوک با اجازه نویسنده ترجمه شده است _______________________________ BEST RANKINGS #1 - kookmin #2 - kookmin کوکمین - 1# کوکمین - 2# #1 - btsjungkook #1 - Twitter #1 - btsjimin #6 - Jimin فارسی - 28# #17 - persian #1 - jimin #1 - jungkook جیمین - 1# #1 - bts
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • The fucking pretty boy | vk
  • EGO
  • 𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • Sweet Disasters
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Lovelorn
  • 𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ

More details
WpActionLinkContent Guidelines