EARTH | VKOOK
  • Reads 85,950
  • Votes 16,520
  • Parts 42
  • Reads 85,950
  • Votes 16,520
  • Parts 42
Complete, First published Nov 07, 2020
Mature
"فصل دوم فیکشن کروماندا"

خلاصه:
دست‌های گناهکار خون‌آلود، برای دست‌های پاک امید ممنوعند. 

با اون کاپشن سفید، درست مثل ابری وسط جنگل خلوت کوهستان میرفت، میبارید و تهیونگ دانه برف هایی که از وجودش سقوط میکردن رو با دست هاش میگرفت تا بذاره روی قلب سوختش!
" کسی تو سینه ی من مرده که نمیشناسمش، اما انگار از خاکسترش هنوز گرما ساطع میشه... میدونی این چه دردیه؟"
" امید دوباره؟"
" نه... بهش میگن مرگ، مرگ نامعلوم!"

EARTH (CHROMANDA 2)
Wr: @purplimmo
Main Couple: Vkook
Genre: Fictional, Romance, Angest, Social, Smut
All Rights Reserved
Sign up to add EARTH | VKOOK to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
Hiraeth-(VK) by mamalavenderr
4 parts Ongoing Mature
دقیقا همون لحظه که فکر میکنی حقیقت رو بین اون همه دروغ شناختی، دستی از پشت روی شونه ات میزنه و حین صاف کردن کراواتش خودش رو حقیقت معرفی میکنه... -هیرائث- " به بارون گفتم یواشکی، به جای من، همش تورو ببوسه. " . . . + قلبت یه تیکه سنگه. - گل سنگ منی. . . . ژانر: جنایی، رمنس، اسمات، معمایی، انگست. کاپل ها: تهکوک، یونمین روز های آپ: سهشنبه ها، ساعت ۱۰. دیلینویسنده: @hiraethdaily . . . خلاصه: تهیونگ فرمانده ی تعلیق شده FBI بعد از ۱۶ سال به زادگاهش برمیگرده، نه برای اینکه گمشده قدیمیش رو پیدا کنه، صرفا برای شروع کردن یک بیزنس... اما تقدیر قبلا لبخند زنان روی این صفحه از دفتر زندگیش نوشته: پیداش کن. نه تنها گمشده ات رو بلکه حقیقت رو. . . . این فیکشن برای کیا مناسبه؟ اگر میخواید برای روزمره بخونید و رد شید فکر نمیکنم براتون جالب باشه؛ این فیکشن برای کسایی جذاب خواهد بود که دوست دارن داستان رو حدس بزنن، کسایی که نشونه های ریز رو میبینن و وقتی توی داستان دوباره متوجهش میشن به یادش میارند، کسایی که در حین خوندن عاشق اینن که به داستان فکر کنند،کسایی که ژانر معمایی به ارگاسم میرسونتشون:)) و کسایی که گنگی داستان رو زرت به پای نویسنده نمیذارن و میدونن ژانر معمایی آمیخته است با مقداری ابهام...
Heir of Wrath (Legacy of the Underworld1) by Dreamer066
25 parts Ongoing
عشق مثل لیسیدن عسل از لبه‌ی تیغ میمونه. مخصوصا اگه در دنیای مافیا متولد شده باشی... 🔞SEXUAL CONTENT تالیا بیانچی پرنسس مافیای ایتالیایی، وقتی برای اولین بار به آسایشگاه فرستاده شد فقط یک چیز رو میدونست: جهان مافیا با زن‌ها مهربان نیست. امید تنها چیزیه که موفق شده تالیا رو حتی با گذشت ده سال در آسایشگاه سنت ماریو زنده نگه داره. امید به اینکه روزی پدرش برگرده و اون رو با خودش به خونه برگردونه. اما سرنوشت بارها ثابت کرده همه چیزهای "سیاه و سفید" پشت پرده‌ای از دروغ‌های هفت رنگ پنهان شدن... تالیا همیشه میدونست پدرش میتونه چقدر بیرحم باشه اما هیچوقت انتظار نداشت که اون رو به ترسناک ترین مرد غرب واگذار کنه. رئیس آینده مافیای کوزا نوسترا. مارکو رومانو. یک قاتل خونسرد... زیبا و خبیث. مردی که سال‌هاست انسانیت رو درونش کشته، روحش رو در سکنه‌های تاریک گذشتش رها کرده. چطور ممکنه قلب مُرده‌ای که چیزی بجز خشم و نفرت درونش جریان نداره، قادر به عشق ورزیدن باشه؟ این همون کاریه که فقط تالیا میتونست ممکن‌اش کنه و باعث بشه مارکو اون کلمات ممنوعه و خطرناک رو به زبون بیاره: " من آدم‌های دیگه رو برای کوزا نوسترا میکشم اما برای تو گلوله میخورم، خونریزی میکنم و میمیرم. تو مال منی و تا آخرین نفس ازت محافظت میکنم."
𝖳𝗁𝗂𝗋𝗍𝗒 𝖾𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖣𝖾𝗀𝗋𝖾𝖾 𝖢𝗂𝗋𝖼𝗎𝗂𝗍 by Nazanin_low
46 parts Complete Mature
•𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱• [مـدار 38 درجــه] تاریکی و خون تمام دنیای من بود! یک سایه از اشتباهاتم حتی نمی‌ذاشت نفس بکشم تا وقتی که تو... تو پاتو توی زندگیم گذاشتی جونگکوک! تو من رو درهم شکستی، بهم بگو کی بهت اجازه داد من رو عاشق کنی سربازِ اعزامی از یگان ضربتی؟ 𓂃ᬉ🪖 نمی‌تونست اشک‌هاش رو کنترل کنه. دست زخمی ولی هنوز زیبای فرمانده‌اش رو بالا آورد و چشم‌هاش رو بست. روی زخمش رو بوسید و بدون توجه به چشم‌های گرد شدۀ مرد، بوسه‌هاش رو تا بازوی عضلانیش ادامه داد و جای باند پیچی شدۀ گلوله رو روی سینۀ برهنۀ مرد بوسید! هنوزم گریه می‌کرد. +اگه از دستتون می‌دادم... می‌مردم فرمانده... لب زد و چشم‌های خیس و نگرانش رو باز کرد و به چشم‌های فرمانده کیم داد... وقتی سکوت مرد رو دید با همون بغض خندید و دستش رو زیر بینیش کشید. +به چی این‌طوری خیره شدین فرمانده؟ -می‌خوام ببینم تا کجا می‌تونی گستاخانه پیش بری! +واقعا؟ واقعا می‌خواین بدونین؟ 𓂃ᬉ🪖 ミ𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝟑𝟖 𝐃𝐞𝐠𝐫𝐞𝐞 𝐂𝐢𝐫𝐜𝐮𝐢𝐭 ミ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐌𝐢𝐧 ミ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐖𝐚𝐫, 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐒𝐦𝐮𝐭 ミ𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐄𝐜𝐡𝐨
You may also like
Slide 1 of 20
Hiraeth-(VK) cover
BLOW cover
Sweet Gambling💲 cover
Heir of Wrath (Legacy of the Underworld1) cover
𝐕𝐄𝐍𝐎𝐌 | ونــوم cover
Wrong Distance | Completed cover
 hypophrenia  cover
Evil Prevails [KookV] cover
𝖳𝗁𝗂𝗋𝗍𝗒 𝖾𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖣𝖾𝗀𝗋𝖾𝖾 𝖢𝗂𝗋𝖼𝗎𝗂𝗍 cover
Hidden Beauty || Kookv_Vkook_Sope cover
Artwork | اَثَرِ هُنَری | Completed cover
Ọkara efu | ( آکانه) | VKOOK cover
⌠ Scenario ⌡ cover
Mad wolf | kookv cover
جيتني مثل الشروق اللي محى عتم الليالي cover
𝑩𝑼𝑻𝑻𝑬𝑹𝑭𝑳𝒀🦋 •𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺/𝙺𝙾𝙾𝙺𝚅• cover
Text Me & Sext me || KookV cover
عشق پنهان cover
🚷 MY RED BALLERINA🚷 cover
Sweet Charm cover

Hiraeth-(VK)

4 parts Ongoing Mature

دقیقا همون لحظه که فکر میکنی حقیقت رو بین اون همه دروغ شناختی، دستی از پشت روی شونه ات میزنه و حین صاف کردن کراواتش خودش رو حقیقت معرفی میکنه... -هیرائث- " به بارون گفتم یواشکی، به جای من، همش تورو ببوسه. " . . . + قلبت یه تیکه سنگه. - گل سنگ منی. . . . ژانر: جنایی، رمنس، اسمات، معمایی، انگست. کاپل ها: تهکوک، یونمین روز های آپ: سهشنبه ها، ساعت ۱۰. دیلینویسنده: @hiraethdaily . . . خلاصه: تهیونگ فرمانده ی تعلیق شده FBI بعد از ۱۶ سال به زادگاهش برمیگرده، نه برای اینکه گمشده قدیمیش رو پیدا کنه، صرفا برای شروع کردن یک بیزنس... اما تقدیر قبلا لبخند زنان روی این صفحه از دفتر زندگیش نوشته: پیداش کن. نه تنها گمشده ات رو بلکه حقیقت رو. . . . این فیکشن برای کیا مناسبه؟ اگر میخواید برای روزمره بخونید و رد شید فکر نمیکنم براتون جالب باشه؛ این فیکشن برای کسایی جذاب خواهد بود که دوست دارن داستان رو حدس بزنن، کسایی که نشونه های ریز رو میبینن و وقتی توی داستان دوباره متوجهش میشن به یادش میارند، کسایی که در حین خوندن عاشق اینن که به داستان فکر کنند،کسایی که ژانر معمایی به ارگاسم میرسونتشون:)) و کسایی که گنگی داستان رو زرت به پای نویسنده نمیذارن و میدونن ژانر معمایی آمیخته است با مقداری ابهام...