Story cover for Paper Plane (Wolfstar) by llartiell
Paper Plane (Wolfstar)
  • WpView
    GELESEN 6,224
  • WpVote
    Stimmen 1,264
  • WpPart
    Teile 19
  • WpView
    GELESEN 6,224
  • WpVote
    Stimmen 1,264
  • WpPart
    Teile 19
Laufend, Zuerst veröffentlicht Nov. 13, 2020
چطوری اینقدر راحت همه چیز عوض میشه؟

وقتی حتی انتظارشم نداری ...

اتفاقاتی میفته که زندگیتو به طور کلی تغییر میده!
Alle Rechte vorbehalten
Melden Sie sich an und fügen Sie Paper Plane (Wolfstar) zu deiner Bibliothek hinzuzufügen und Updates zu erhalten
oder
#1siriusblack
Inhaltsrichtlinien
Vielleicht gefällt dir auch
ادامه فیک شب دردناک  von ErneIoang
80 Kapitel Laufend
خلاصه گذشته تلخ و درهم‌تنیده خانواده جئون این گذشته‌ی پیچیده، ریشه در یک حادثه تراژیک در نسل قبل دارد و اثرات مخربی بر زندگی شخصیت‌های اصلی گذاشته است: نسل اول: سرآغاز فاجعه (پدربزرگ جونگکوک به اسم خود شخصیت اصلی جونگکوک و سویون) داستان از یک حادثه غرق شدن آغاز می‌شود: حادثه دریاچه: دختر جوانی به داخل آب می‌افتد. فداکاری سویون: "سویون"، خواهر پدربزرگ جونگکوک، با شجاعت به داخل آب می‌پرد و جان آن دختر را نجات می‌دهد. تراژدی: متأسفانه، سویون پس از نجات دختر، خودش جانش را از دست می‌دهد (این باور اولیه خانواده است). نفرت پدربزرگ: پدربزرگ جونگکوک که از مرگ خواهرش خشمگین و غمگین است، تمام تقصیرها را گردن آن دختر نجات‌یافته می‌اندازد و کینه او را به دل می‌گیرد. نسل دوم: چرخه انتقام (جیمین و مادر جونگکوک یا همون ات فصل ۳ ) این کینه به نسل بعدی منتقل می‌شود و اوج تاریکی داستان در اینجاست: پنهان شدن سویون: بعدها مشخص می‌شود که سویون در واقع نمرده، بلکه به دلایلی پنهان شده و زندگی جدیدی را آغاز کرده است. جیمین، پدر جونگکوک: "جیمین"، پسر پدربزرگ (و پدر جونگکوک)، که تحت تأثیر کینه پدرش بزرگ شده، تصمیم می‌گیرد از سویون انتقام بگیرد. انتقام وحشتناک: جیمین سویون را پیدا می‌کند و برای "بدنام کردن" و "مجازات" او به
Coshay / نامیرا von rominaromina396
130 Kapitel Laufend
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
Vielleicht gefällt dir auch
Slide 1 of 10
Teach Me | یادم بده cover
•• Supreme ••  cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
« تاراج » « 약탈 » cover
ادامه فیک شب دردناک  cover
EGO cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 ���𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
زیـــــــــندانیــــــ ســـــــــەیر⚠︎︎||✔️ cover
Coshay / نامیرا cover

Teach Me | یادم بده

23 Kapitel Abgeschlossene Geschichte

فلیکس 17 ساله برای اینکه بتونه کراشش رو تحت تاثیر قرار بده، از دوست صمیمی برادر بزرگش میخواد تا بهش یاد بده چطوری اون پسر رو خوب ببوسه. Couple: Hyunlix Genre: Fluff, Smut