
داستان تو یه زمان خیالی تو کره اتفاق میوفته... دوتا راهزن به اسم های جین و سایون که تو سلول تاریک منتظر طلوع خورشیدن تا زندگیشون به پایان برسه... اما درست قبل از این که جلاد ها سرشون رو ببرن... صدایی متوقفشون میکنه... اولش انگار یه فرشته برای نجات اومده... اما بعد از این که صاحب صدا مشخص میشه... میفهمن نه تنها فرشته ای در کار نیست... بلکه یه راست به قلمرو یه شیطون دیوونه سقوط کردن... این داستان یه کار تیمیه... امیدوارم خوشتون بیاد...😋✌🏻All Rights Reserved