Love Lucifer

Love Lucifer

  • WpView
    Reads 7,341
  • WpVote
    Votes 1,868
  • WpPart
    Parts 40
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Oct 29, 2021
خلاصه فیک: راجب شیش تا پسر بچه است که بنا به دلایلی از پرورشگاه فرار میکنن و حین فرار گیر لوسیفر خشمگین میفتن و مورد خشم و غضب اون قرار میگیرن و آینده ای که لوسیفر برای این شیش تا پسر جهنمی دیده مبارزه با پنج تا فرشته است و............... قسمتی از فیک:سوهو نگاه سردتر از یخش رو تو صورت کریس گردوند در آخر تو چشماش متوقف شد و سرد زمزمه کرد:اره انتخاب من اشتباه بود باید تو انتخابم دقت میکردم حالا که میبینم هیون کنار همه کم و زیادیش چیزی داره که تو نداری نه الان و نه هیچوقت قراره داشته باشیش تو"قلب"نداری کریس وو تو "دل"داری "دل"که برادراتو دوست داشته باشی اما "قلب"نداری که عاشق شی و بیتوجه به نگاه مبهوت و پشیمون کریس سمت در رفت و قبل اینکه کامل خارج شه و حقیقت رو به بدترین نحو به صورتش بکوبه چیزی به کریس گفت که زندگیش و به جهنم واقعی تبدیل کرد:مواظب "دلت "باش که نشکنه چون "قلبی"نداری که کمکت کنه پیوندش کنی اوه یادت نره که همه برادرات عاشق پسرا شدن همه برادرات مستر کریس وو! بدون اینکه نگاهی به کریس بندازه رفت رفتنی به اندازه هفت سال! ژانر:هیجانی،رومنس،هپی اند کاپل:هونهان،کریسهو،چانبک،کایسو،شیوچن،تالی(تاعو لی) روز آپ:دوشنبه ها #Full 15.08.1300 08.08.1400
All Rights Reserved
#83
hunhan
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • bunny and bear (Taehkook)
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • 💎••SpotLight••💎
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • Wrong number

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines