"TAKE ME TO CHURCH"

"TAKE ME TO CHURCH"

  • WpView
    Reads 12,902
  • WpVote
    Votes 1,409
  • WpPart
    Parts 12
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Mar 7, 2021
WpInfo
Fanfic
BTS
خلاصه : جئون جونگکوک ، پسری که به شدت با ازدواج مادرش با کشیش بزرگ شهرشون "کیم تهیونگ" مخالفت میکنه اما به زور مادرش مجبور میشه بپذیره و با اونا توی یه خونه زندگی کنه ولی تصمیم داره وقتی به سن قانونی برسه از پیششون بره اما این وسط اتفاقاتی میوفته که سرنوشت تمام اعضای اون خونه رو تغییر میده ، شاید اتفاقی از جنس و بوی مرگ ؟ بخشی از فیک : -مامان، تو داری منو نابود میکنی با اینکار ! +جونگکوک این به نفعمونه ، بچه بازی رو بزار کنار اما جونگکوک دست خودش نبود ، اون وسط چیزایی رو حس میکرد که اصلا به مشامش خوب نمیومد... . . . -تهیونگ تو گفتی من مثل خدای توعم ، گفتی منو میپرستی مگه نه؟ +کوک...تو همیشه خدای من میمونی اما..اما این اشتباهه عزیزم - به درک ته به درک ! باهام ... باهام عشق بازی کن لطفا ، در برابر خدایی که سالها پرستیدی و خدای کوچیکت که جلوت وایساده ، نشون بده بهم این اشتباهو ! Genere: angst,dark,romance,smut,mystery
All Rights Reserved
#253
تهیونگ
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • 💎••SpotLight••💎
  • Wrong number
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • In "Kim" Mansion ⏳️

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🍷ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐈‍⬛ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🧨ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک ⛓️ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🔖ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✒️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر 📢ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines