صد ای الارم گوشی بلند شد پس چشماشو باز کرد اما دیگه از صحنه ای که میدید دیگه
تعجب نمیکرد چون یکماه بود وضعیت همین بود و اون فقط تمام تلاششو میکرد که نشون نده
اون و میبینه و باعث بشه اون حتی بیرون از خونه هم دنبالش بیاد تا ببینه واقعا اون و میبینه یا
نه تا حد زیادی هم موفق بود اما دیگه کم کم داشت ازین وضعیت خسته میشد چون اون فقط
همه جای خونه بود و به اون نگاه میکرد و هیچی نمیگفت فقط هم تو خونه بود محلی که برای
اون حکم ارامش و داشت کم کم داشت به محل شکنجه تبدیل میشد
***************************************
کاپل:جی جی_مارکسون
ژانر:تخیلی
روز های آپ:چهارشنبه