Abbiamo aggiornato le nostre Linee Guida sul Contenuto.
Consulta le linee guida più recenti per continuare a condividere storie in sicurezza.
The Evil Mongrel

The Evil Mongrel

  • WpView
    LETTURE 762
  • WpVote
    Voti 93
  • WpPart
    Parti 41
WpMetadataReadIn corso
WpMetadataNoticeUltima pubblicazione gio, dic 23, 2021
WpInfo
Fanfiction
موجود شیطانی کمرش را به ماشین تکیه داد و وقتی دستش را بالا برد، دونگهه توانست برق چاقوی فلزی را در دستش ببیند. در آن شب هیچ وقت ندیده بود که با چه چیزی زخمی شده، اما حسی به او می‌گفت که مرد غریبه بی منظور آن چاقو را به او نشان نداده بود. - اومدم کارمو تموم کنم. - از چی داری حرف می‌زنی، شیطان؟! مرد غریبه چاقو را به جیب شلوارش برگرداند و به سمت دونگهه چرخید. - یا شاید بهتره بگم، این تویی که باید کار رو تموم کنی. حتما خودت هم فهمیدی که بی دلیل تو رو اون شب زنده نگه نداشتم. دونگهه به خوبی به یاد داشت که مرد در آن شب چند بار غیر مستقیم تاکید کرده بود که او را نخواهد کشت و هنوز کاری برای انجام دادن دارد، اما امیدوار بود اشتباه کرده باشد، چون دیگر نمی‌خواست حتی یک بار دیگر با این موجودات تعاملی داشته باشد. - لطفا حرفت رو بزن و برو. - برای رفتن خیلی زوده، جنگیر. - من دیگه جنگیر نیستم! می‌دانست که نباید با یک شیطان به تندی حرف بزند، اما نتوانست جلوی بالا رفتن صدایش را بگیرد. دیگر از این کلمه متنفر بود، این شغل، شغلی بود که زندگی‌اش را در یک شب زیر و رو کرد، شغل و قدرتی که از اجدادش به ارث برده بود و به خاطر آن به روح آنها لعنت می‌فرستاد. - متاسفم که اینو میگم، اما برای مدتی دوباره باید باشی. و وقتی میگم باید، یعنی باید
Tutti i diritti riservati
#8
eunhae
WpChevronRight
Entra a far parte della più grande comunità di narrativa al mondoFatti consigliare le migliori storie da leggere, salva le tue preferite nella tua Biblioteca, commenta e vota per essere ancora più parte della comunità.
Illustration

Potrebbe anche piacerti

  • Wrong number
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • 💎••SpotLight••💎
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • bunny and bear (Taehkook)
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️

ناشناس: هنوز نمیتونم باورت کنم.ما سه سال باهم قرار میزاشتیم. سه سالِ لعنتی ،این هیچ معنی ای برات داشت؟ خب، برای من داشت. من اون همه زمانو صرف تو کردم وقتی میتونستم کار بهتری کنم هیچ ایده ای نداری چقدر ازت متنفرم جونگکوک: آم جونگکوک: شماره اشتباه؟ **** [Completed] Toptae Bottomkook Taekook Namjin Yoonminseok [Translated] #1 in vkook🥇 #1 in taekook🥇

Più dettagli
WpActionLinkLinee guida sui contenuti