Story cover for The Evil Mongrel by mr_fic
The Evil Mongrel
  • WpView
    Reads 718
  • WpVote
    Votes 93
  • WpPart
    Parts 41
  • WpView
    Reads 718
  • WpVote
    Votes 93
  • WpPart
    Parts 41
Ongoing, First published Jan 14, 2021
موجود شیطانی کمرش را به ماشین تکیه داد و وقتی دستش را بالا برد، دونگهه توانست برق چاقوی فلزی را در دستش ببیند. در آن شب هیچ وقت ندیده بود که با چه چیزی زخمی شده، اما حسی به او می‌گفت که مرد غریبه بی منظور آن چاقو را به او نشان نداده بود.
-  اومدم کارمو تموم کنم.
-  از چی داری حرف می‌زنی، شیطان؟!
مرد غریبه چاقو را به جیب شلوارش برگرداند و به سمت دونگهه چرخید.
-  یا شاید بهتره بگم، این تویی که باید کار رو تموم کنی. حتما خودت هم فهمیدی که بی دلیل تو رو اون شب زنده نگه نداشتم.
دونگهه به خوبی به یاد داشت که مرد در آن شب چند بار غیر مستقیم تاکید کرده بود که او را نخواهد کشت و هنوز کاری برای انجام دادن دارد، اما امیدوار بود اشتباه کرده باشد، چون دیگر نمی‌خواست حتی یک بار دیگر با این موجودات تعاملی داشته باشد.
-  لطفا حرفت رو بزن و برو.
-  برای رفتن خیلی زوده، جنگیر.
-  من دیگه جنگیر نیستم!
می‌دانست که نباید با یک شیطان به تندی حرف بزند، اما نتوانست جلوی بالا رفتن صدایش را بگیرد. دیگر از این کلمه متنفر بود، این شغل، شغلی بود که زندگی‌اش را در یک شب زیر و رو کرد، شغل و قدرتی که از اجدادش به ارث برده بود و به خاطر آن به روح آنها لعنت می‌فرستاد.
-  متاسفم که اینو میگم، اما برای مدتی دوباره باید باشی. و وقتی میگم باید، یعنی باید
All Rights Reserved
Table of contents
Sign up to add The Evil Mongrel to your library and receive updates
or
#9eunhae
Content Guidelines
You may also like
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
70 parts Ongoing
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
You may also like
Slide 1 of 10
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘.  cover
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ cover
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
Give me back my camera cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎.«𝚅𝙺» cover
Everything𐙚 about𐙚 𑱄them𑱄𐙚 «Vk/Kv» cover
котёнок. cover
love Wins  cover
𝐎𝐚𝐬𝐢𝐬 𓃭 cover

𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘.

24 parts Complete

جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر نداشت. فقط میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور اتاق چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧10٪, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞 80%, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 10%, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 100% به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️