Story cover for MAD MASTER  by The_Devilish
MAD MASTER
  • WpView
    Leituras 68,833
  • WpVote
    Votos 3,129
  • WpPart
    Capítulos 5
  • WpView
    Leituras 68,833
  • WpVote
    Votos 3,129
  • WpPart
    Capítulos 5
Concluída, Primeira publicação em jan 22, 2021
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐚𝐝 𝐌𝐚𝐬𝐭𝐞𝐫
𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐜𝐨𝐦𝐞𝐝𝐲, 𝐝𝐚𝐢𝐥𝐲
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐁𝐲: 𝐃𝐞𝐯𝐢𝐥𝐢𝐬𝐡

کیم نامجون یکی از موفق‌ترین‌های دنیای مد، با سن کم، مشغول اداره کردن شرکت مدلینگ می‌شه.
با اینکه در مورد گرایشش توی رسانه‌ها کام‌اوت کرده بود، بازم پدرش دست از معرفی کردن دخترها نمی‌کشید.
و کیم سوکجین، مدلی با سابقه‌ی درخشان که هر شرکت و کمپانی‌ای برای داشتنش سر و دست می‌شکنه، تصمیم می‌گیره تا با شرکت آر-اِم (Real-Me) همکاری کنه.
ولی خب... فقط مدیر برنامه‌اش، کیونگ‌سو از نقشه‌ی شوم اون پسرک دردسرساز خبر داره.
واقعا قراره چطور پیش بره؟ ممکنه آبروش در خطر باشه؟
اما می‌دونست که کیم سوکجین، خیلی سرخودتر از این حرف‌ها بود که بخواد به حرفش گوش بده. فقط باید همه چی رو به زمانش می‌سپرد.
شاید واقعا این‌دفعه فرق داشت...

_تو همونی!
_نفهمیدم جناب. من کیم؟!
_همون احمقی که کل لیوان شرابش رو روی هیکل من خالی کرد...
اوپس! حالا یادش اومد این خوشتیب رو کجا دیده!
Todos os Direitos Reservados
Inscreva-se para adicionar MAD MASTER à sua biblioteca e receber atualizações
ou
#27teahung
Diretrizes de Conteúdo
Talvez você também goste
"Whiskey & Roses"«کوکمین», de jshsjssee
24 capítulos Em andamento
مقدمه بارون نم‌نم می‌بارید. اون‌قدری نبود که بخوای چتر باز کنی، ولی کافیه موهات خیس شه و از اون حس مرطوب لعنتی متنفر بشی. ماشین مشکی براق با یه توقف آروم جلوی درِ بزرگ عمارت ایستاد. ساختمون... درست همون‌طور بود که توی توصیف‌ها گفته بودن؛ بلند، باشکوه، با در و دیوارهای سنگی و رنگ‌هایی که انگار از دل شب دراومده بودن. طوسی، مشکی، آبی تیره. هیچ‌چیز گرم یا خوشایندی توش نبود. جیمین، با یه نفس عمیق، از ماشین پیاده شد. بارون آروم روی موهای بلوندش نشست. قطره‌ها روی پوست سفید و نرمی صورتش می‌لغزیدن، اما اون بی‌تفاوت ایستاده بود. نه از محیط ترسید، نه از نگاه‌های سنگین گاردها. جیمین امگا بود، اما از اون امگاهایی نبود که ساکت کنار می‌موندن. با اون‌که بدنش ظریف بود، توی نگاهش یه جور لجبازی خاص بود، یه زبون‌درازی خفه. اون از امگا بودنش استفاده نمی‌کرد، ازش می‌جنگید. قرار بود دستیار جدید رئیس بشه. رئیس... یعنی همون مردی که همه ازش با ترس اسم می‌بردن. جئون جونگ کوک.
Talvez você também goste
Slide 1 of 10
Love is an emotional accident cover
fiction kookv"vkook cover
My Sugar Daddy cover
"Whiskey & Roses"«کوکمین» cover
City Of Dead [Vkook AU] cover
GOD IN DISGUISE | Vkook cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎.«𝚅𝙺» cover
𝓕𝓸𝓻𝓬𝓮𝓭 𝓓𝓪𝓭𝓭𝓲𝓮𝓼 cover
котёнок. cover
RANDY cover

Love is an emotional accident

51 capítulos Concluída

اسم بوک ^^عشق تصادف احساسی ژانر^^عاشقانه♡سافت♡لیتل♡اسمات کاپل^^ویکوک ♡سپمین♡چانبک♡یوگبم♡نامجین♡سوگیو خلاصه^^ تهیونگ یکی از بزرگترین سهامداران شرکت کیم طی یه سری حاشیه ها مجبور میشه سرپرستی یه لیتل و قبول کنه پس به آموزشگاه بیون میره و با چانبک که موسس این آموزشگاه هستن آشنا میشه و ساکت ترین پسر اونجا یعنی جئون جونگکوک یا بهتره بگیم کیم جونگکوک و به سرپرستی میگره ولی چی میشه که جونگکوک ددی تهیونگشو به عنوان بابا دوست نداشته باشه!؟ چجوری میخواد دلش و به دست بیاره و بقیه رو خط بزنه؟ وضعیت^^تکمیل شده نویسنده ی این فیک فقط خودم هستم و فقط داخل واتپد آپ شده کپی ممنوعه اگر جای دید اطلاع بدید:)باتشکر