Never Forget

Never Forget

  • WpView
    Reads 12,704
  • WpVote
    Votes 2,572
  • WpPart
    Parts 33
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Oct 27, 2024
پسری منزوی و ساکت در تمام مدت زندگیش خواب هایی عجیب از زندگیی می‌بینه که مال خودش نیست. خیلی وقت ها از خواب بیدار میشه و فقط یک اسم رو فریاد می‌زنه. ″وی ینگ!″ لان ژان هیچوقت آشفتگی و درد درون سینه اش رو درک نکرد. تا اینکه یک روز با کتاب ′استاد تعالیم شیطانی′ آشنا شد. اوایل اون فقط یه کتاب بود ولی با گذر زمان دید که خیلی از نوشته ها شبیه خواب های اون هستن! در عرض یک روز کتاب تمام کرد و تمام شب رو به این فکر کرد که چه چیزی درسته و چه چیزی غلط؟ چی واقعیت و چی خیال؟ تا اینکه چشماش و باز کرد.. لان هوآن، برادرش بالای سرش بود؛ اما او لباس هایی به تن داشت که برای عصر امروزه عجیب بودن. همچنین اون سر بند عجیب که روش نماد یه ابر روان داشت. صبر کن...! اون توی یه دنیای دیگه بود، اون توی دنیای کتابی که دیشب خونده، تناسخ پیدا کرده بود..! 𓏲࣪𔘓Wʀ: Silver4064 𓏲࣪𔘓Gᴇɴᴇʀ: Romance, Iskia, Angest, Adventure, Mystery, BL
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Wrong number
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • « تاراج » « 약탈 »
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • 💎••SpotLight••💎
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Revenge [Yoonmin]~|completed

[ Complete ] boy x girl لی مین سوا مامور اموزش دیده ای که توی کار خودش مهارت بالایی داره و حالا میخواد برا اولین بار بادیگارد بازیگر معروف کیم تهیونگ بشه

More details
WpActionLinkContent Guidelines