The Sun And Moon

The Sun And Moon

  • WpView
    OKUNANLAR 3,397
  • WpVote
    Oylar 580
  • WpPart
    Bölümler 12
WpMetadataReadYetişkinDevam ediyor
WpMetadataNoticeSon yayınlanan Sal, May 16, 2023
WpInfo
Kurgu
Fantastik
فرزندان خورشید و ماه 🌞🌗🌚 ............. 👬 کاپل اصلی: ویکوک - نامجین کاپل فرعی : ویمین-یونمین ...................... ژانر : فانتزی {ومپایر- امگاورس - دورگه } - رمنس - امپرگ - اسمات - بی دی اس ام ......................... جئون جونگ کوک با هیکل رو فرم و بی نقصی که داره یه هیلر کاملا معمولی هست که باید به بقیه برای درمان و آرامش خدمت کنه امشب مشخص میشه اون یه هیلر برتر هست یا نه.....و اگه باشه بدون اینکه خودش کسی رو انتخاب کن برای ارباب دورگه ها و یا گرگینه ها نشان میشه و مجبوره برای زنده موندن با جفتی که حتی تا به حال چهرش رو ندیده زندگی کنه......... و کیم تهیونگ یه دورگه مغرور سرد که تمام شب روزش به تاریکی مطلق و خون کشتار تبدیل شده هیچ امیدی برای دیدن روشنای دوباره نداره........
Tüm hakları saklıdır
En büyük hikaye anlatıcılığı topluluğuna katılınKişiselleştirilmiş hikaye önerileri alın, favorilerinizi kütüphanenize kaydedin ve topluluğunuzu büyütmek için yorum yapın ve oy verin.
Illustration

Ayrıca sevebilecekleriniz

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • CHROMANDA | VKOOK
  • هل سيعود كل شي...؟
  • ~Where's My Angel❄
  • womb of oblivion
  • The miracle of birth
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • Daddy And Little Girl
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

Daha fazla bilgi
WpActionLinkİçerik Rehberi