We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
사랑

사랑

  • WpView
    Reads 31,582
  • WpVote
    Votes 1,382
  • WpPart
    Parts 28
WpMetadataReadOngoing3h 9m
WpMetadataNoticeLast published Sun, Jan 30, 2022
WpInfo
Fanfic
عشق(باشه میدونم سادست) ❌این فیک تموم شده و فصل دوم در حال اپه با اسم 과거. ژانر:اسمات،دارک وب،دختر پسری،BDSM(شاخه های مختلفش)،خشن...خب فکر کنم همینا کافیه توجه:این فیک دارای صفحه های شکنجه و خوشنت بار می باشد اگر دوست ندارید نخونید لطفا *مورد داشتیم حالت تحوع گرفته! کاپل اصلی:ا/ت و یونگی. کاپلای فرعی:هوپمیم،ویکوک،نامجین خب من این و همینجوری می نویسم و راستش خب نمیدونم فقط امیدوارم دوست داشته باشید همین. خلاصه:یونگی و دوست دخترش ا/ت که در گروهی به اسم درتی انجلز که در دارک وب کار میکنه مشغول بودن که رابطشون به صورت ناراحت کننده ای از هم میپاشه حالا ماموریتی به پستشون خورده که باید دوباره دوره هم جمع بشن و این ماموریت و جمع کنن و فقط هویج میدونه که چه اتفاقاتی قراره بیوفته..... نویسنده : هویج هستم مخلص شما 🥕
All Rights Reserved
#11
نامجین
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Tacenda
  • my wolf🐺
  • 𝑭𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆...
  • 𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢
  • 🔞استادم منو دوست نداره🔞 MY PROFESSOR DOESN'T LOVE ME🔞
  • Fuck me like u do! ver vkook
  • ...
  • 𝑴𝒏𝒊𝒆́𝒓𝒆́
  • Burnt vanilla
  • Little Bunny
  • My little cherry ( Kookv )
  • 𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂
  • AYSFS
  • ✴️wake up and save me✴️[کامل شده]
Tacenda

"پایان یافته" یکدیگر رو از زندگی هم پاک‌ کردند. انگار که پیش‌بینی کرده بودند همیشه وسوسه‌ی بهم برگشتن رو دارند، تمام راه‌های ارتباط رو بریدند. نه آدرسی، نه شماره‌ای و نه حتی یک ایمیل، اون‌ها طوری از هم بریدند که که انگار هیچ‌وقت تو زندگی همدیگه وجود نداشتند.‌ سهون‌ و جونگینی که در نهایت، بعد از سه سال رابطه‌ی جدیِ احساسی از هم جدا شده بودند و حالا دنیا انگار که شوخیش گرفته باشه، اون دو رو در برابر یکدیگه قرار داده بود. "و ما شروع کردیم به بریدن از هم، زمانی که هنوز هر تپش قلبمون اسم اون یکی‌رو فریاد می‌زد و هر نفسمون به بهونه‌ی نشستن روی روح و بوسیدن اون یکی خارج می‌شد، زمانی که بدون یکدیگر بودن رو بلد نبودیم، درد به جونمون نشست درست به همون سادگی که مهرمون به دل هم نشسته بود..." چند شاتی سکای درام، انگست، روزمره. Tacenda: [Noun] things better left unsaid. چیزهایی که بهتر‌است ناگفته بمانند.

More details
WpActionLinkContent Guidelines