Despite the scars [L.S]

Despite the scars [L.S]

  • WpView
    Reads 7,964
  • WpVote
    Votes 1,210
  • WpPart
    Parts 15
WpMetadataReadOngoing4h 7m
WpMetadataNoticeLast published Mon, Jul 19, 2021
WpInfo
Fanfic
1Direction
(on going...) "فکر نمیکردم پدر با هرزه های ارزون خودش رو مشغول کنه" لویی مست و سرخوش قهقه زد. دختر توی بغلش چرخید و با دیدن هری قدمی بهش نزدیک شد. "شما پدر اچ هستین؟ من ایز..." صدای شلیک گلوله ی تفنگ هری توی گوشای لویی پیچید ولی اون بیخیال به جسد دختری که تا چند ثانیه پیش میخواست خودش رو به هری معرفی کنه، نگاه کرد. هری با تاسف به لویی نگاه کرد و برگشت توی اتاقش. لویی با سرخوشی دنبالش راه افتاد و بلند گفت " حالا که هرزه ی خوشگلمو کشتی نمیخوای خودت سرگرمم کنی؟" هری بلافاصله برگشت و فاصلش رو با لویی صفر کرد. یقه ی لویی رو گرفت و لباش رو با دلتنگی به لبای پدر چسبوند. بالاخره وقتش بود، بعداز 7سال... ... من نمیگم این بوک حاوی محتوای ترسناک و خشنِ و برای همه مناسب نیست ولی این بوک مافیاییه و دارای محتوای ترسناک و خشنِ و مناسب همه نیست:) لری استایلینسون زیام مین #مافیایی #لری #زیام
All Rights Reserved
#336
louistomlinson
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • My dark hero [Z.M]
  • seal of ownership |  jungkook ✔️
  • MUST BE SUNNY [KookV]
  • The pregnant lou(larry stylinson)
  • ugly fan and hot fucker
  • fake love ❗عشق دروغین
  • red moon
  • سرزمین پنهان. والدیورا
  • 𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙢𝙖𝙟𝙚𝙨𝙩𝙮 [KookV]

ziam 1shot / mafia gender افراد مافیای مخوف جنوب، لیام پین، بیشتر از یکسال در تعقیب اون بودن؛ ناشناسی که توی تک تک معامله‌های اخیر اون باند پنهانی حضور داشت و بعد از هر معامله خیلی حرفه‌ای مثل یه سایه توی تاریکی شب محو میشد! قسمت عجیب داستان این بود که چند بار جون لیام رو نجات داده یا اینکه دشمن‌هاش رو از پا در آورده بود اما چرا؟ آخرش توی شب یه معامله‌ سنگین کوکائین، تونستن خیلی اتفاقی، رد اون رو بزنن؛ معامله‌ای با کارتل معروف مواد مخدر لندن، یاسر مالیک... هیچکس خبر نداشت اون غریبه‌ی ناشناس پسر یاسر مالیکه مردی که شریک پدر لیام بود. روزگاری این دو پسر دوست‌ دوران نوجوانی هم بودن اما همه چیز بعد از مرگ جف، پدر لیام، تموم شد چون به لیام خبر دادن یاسر تو حادثه‌ی فوت پدرش دست داشته...

More details
WpActionLinkContent Guidelines