Soft Spot | Vkook & Namjin

Soft Spot | Vkook & Namjin

  • WpView
    Reads 154,470
  • WpVote
    Votes 21,542
  • WpPart
    Parts 17
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Jun 28, 2026
صورت جونگکوک رو بین دست های لرزونش گرفت. -بگو دوسم داری -دوست دارم - قول بده جونگکوک... بهم بگو تا تهش مال منی -تا تهش مال توام کیم تهیونگ. هیچکس و هیچ چیز نمیتونه بین مون جدایی بندازه. نفس داغ تهیونگ حواس جونگکوکو پرت می‌کرد. -حتی اگه یه پسر جوون و جذاب تر از من ببینی؟ -چرا نمیفهمی ددی؟ چشم های من جز تو کسیو نمیبینه. *** =من شما رو میشناسم؟ جین نمیتونست باور کنه چه کلماتی از دهنش بیرون اومده. +نامجون.. من. معذرت میخوام اگه بهت سر نزدم تو گوشیتو جواب ندادی. =منظورم اینه.. میشه خودتونو معرفی کنید؟ آخه.. بعد تصادف فراموشی گرفتم.... جین شوکه شده به کلماتی که از دهنش خارج شده بود فکر کرد. +تو.. منو یادت نمیاد؟ =متاسفم.. +من..جینم..دوس... نامجون که از چیزی خبر نداشت... چرا فرصتو از دست می‌داد؟ چشم هاش رو بست و سریع گفت : +دوست پسرت Name : Soft Spot Season 1: I'm not your toy! Genre: Smut / Daddy kink / Romance / little space / Fluff Start: 1399/11/28 ° پارت ها کوتاهن
Creative Commons (CC) Attribution
#121
vkook
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Risk it all
  • Wrong file [ VKOOK ]
  • His To Ruin | KookV
  • Lovelorn
  • My Sweet Cherry 🍒
  • |𝓡𝓸𝓼𝓮 & 𝔀𝓲𝓷𝓮🍷 |ᵥₖₒₒₖ
  • No camera, yes love
  • ꜱᴇᴄᴏɴᴅ ɢʟᴀɴᴄᴇ /دیدار دوم
  • Blue Job🫧
  • SNIFF || Vkook
  •  𝓣𝓪𝓮𝓱𝔂𝓾𝓷𝓰 ☕  من وتهیونگ>> شما همه 🎨
  • Cold king
  • They𐙚 «Vk/Kv»
  • 「  ALPHA  」
  • 𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲
  • Jasmine |✓
  • котёнок
  • Text on my boss [Vkook]
  • 𝗣𝗿𝗼𝗳𝗲𝘀𝘀𝗼𝗿 ��𝗞𝗶𝗺ᵃᵘ
  • fallen angel |VKOOK

جونگکوک بچه‌ی درس‌خونی بود که بدون درست کردن هیچ مشکلی، همیشه به حرف پدر و مادرش گوش می‌کرد. مسیر همیشگی‌اش، دانشگاه به خونه و برعکس بود. اون هیچ تفریحی نداشت و از این اوضاع خسته شده بود. برای همین جیمین، صمیمی‌ترین دوستش، اون رو به یک مسابقه‌ی رالی غیرقانونی برد و اونجا بود که کیم تهیونگ رو ملاقات کرد. از وقتی اون راننده‌ی جذاب رو دیده بود زندگی‌اش عوض شده بود و اون پسر داشت مسیر زندگی‌اش رو به‌ کل تغییر می‌داد...

More details
WpActionLinkContent Guidelines