Blood Moon

Blood Moon

  • WpView
    Reads 1,135
  • WpVote
    Votes 179
  • WpPart
    Parts 8
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Oct 25, 2025
- اگه تو بودی چی میکردی؟ + با چی؟ - چیزی که بهش تبدیل شدم. این زندگی. تمومش میکردی؟ + اگه یکی اندازه‌ای که من دوستت دارم دوستم داشت... نه... تمومش نمیکردم... موجودات فرا طبیعی اجازه نداشتن با انسان ها ارتباط برقرار کنن. و تهیونگ تصور میکرد فقط درگیر یه عشق یک طرفه ممنوع شده. تصور میکرد میتونه کنارش بذاره، میتونه ازش فرار کنه. ولی وقتی دل کند و رفت، مجبور شد با مرگ عشقش کنار بیاد. یک تصادف، یک حادثه، و حالا جونگکوک مرده بود! و آخرین چیزی که تهیونگ انتظارش رو داشت دیدن جونگکوک با چشمهای سرخ رنگ و دندون های تیز و بلندی بود که خون مثل شراب قرمز چند ساله ازشون چکه میکرد. اما چیزی که خونآشام نمیدونست، این بود که تهیونگ هم یه آدم معمولی نبود. تهیونگ هم یک گرگینه بود. و تو دنیایی که خوناشام ها و گرگینه ها به خون هم تشنه ان... دیگه جایی واسه عشقشون باقی میمونه؟ + فکر کردم قرار بود نزدیک ما نشی. - دلم برات تنگ شد. + با اینکه خیلی خوشحالم اینو میشنوم ولی... اینجا برات خطرناکه... - پس چرا منو آوردی این بالا؟ + دلم برات تنگ شد.
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • خون دیر هنگام 🩸
  • the vampire diaries
  • University full of Horror
  • The prophecy of the triplets
  • soul sisters
  • 𝕸𝖎𝖓𝖙 𝕭𝖔𝖞
  •  { مرواریدی از جنس مافیا }
  • {i am little blue...}
  • Love sickness
  • ENEMYS: BOOK 2 ;(THE HUNT)

«آن‌ها دشمن هم نبودند؛ روایت‌های متفاوتِ یک نفر بودند» دو شخصیت اصلی، هر دو حاکم هستند. اما نه دو قلمرو جدا. آن‌ها حاکمِ دو روایت متفاوت از یک پادشاهی واحدند. مردم قلمرو، بسته به اینکه به کدام روایت ایمان دارند، یکی از این دو را «پادشاه واقعی» می‌دانند. قرن‌ها پیش، یک خون‌آشامِ جاودانه برای نجات قلمرو: خودش را به دو نیمه تقسیم کرد: نیمه‌ای که عشق را انتخاب کرد نیمه‌ای که قدرت را انتخاب کرد...

More details
WpActionLinkContent Guidelines