زمستان ۱۹۴۷ موکپو جونگکوک جوانی که برای ساختن زندگی تازه به شهر بندری موکپو آمده، روزهایش را میان دفترهای حسابداری بندر و شبهای سرد و خاموش میگذراند تا اینکه یک مأموریت ساده او را پشت دروازههای وولهاجه میرساند، عمارتی که صاحبش کیم تهیونگ، مردی است که نامش را همه میشناسند اما گذشتهاش را هیچکس به زبان نمیآورد. آنچه با چند امضا آغاز میشود بهآرامی به کنجکاوی بدل میشود، کنجکاویای که هرچه بیشتر در سکوت وولهاجه قدم میگذارد بیشتر در زندگی مردی گره میخورد که پشت نگاه آرامش، خاطراتی خاموش و زخمهایی کهنه را پنهان کرده است. بعضی آتشها با یک جرقه آغاز نمیشوند سالها زیر خاکستر میمانند تا روزی کسی بیآنکه بداند دوباره به آنها جان بدهد. هفته ای دو الی سه بار آپ داریم چنل تلگرام: Portraitfan@
More details