Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
داستان پنج تا دختری که رئیس مافیا رو توی خوابگاهشون قایم کردن ...
آهسته گفتم:
- اعتماد مثل شیشهست. وقتی میشکنه، حتی اگه دوباره بسازیش...ترک داره.
نگاهم نکرد، اما گفت: با ترکهاش هم میخوامش.