Story cover for bloodstone by Sarooshyi
bloodstone
  • WpView
    Reads 3,154
  • WpVote
    Votes 658
  • WpPart
    Parts 17
Sign up to add bloodstone to your library and receive updates
or
#1chinese
Content Guidelines
You may also like
Chocolate Time  by the_redlady69
9 parts Ongoing
وضعیت: درحال‌آپ کاپل: کوکوی🐰🐯 ژانر: تاریخی، مدرسه‌ای، روزمره، فانتزی/تخیلی، سفر در زمان، ماجراجویی، اسمات خلاصه⚠️: تهیونگ دانشجوی هنر، بخاطر رد شدن در امتحان درس تاریخ، مجبور می‌شه برای پاس کردن واحدش، یک پروژه عملی انجام بده. یک تحقیق و یا ارائه راجب درس رو مخِ4، "سلطنت چوسان در دوره‌ی خاندان جئون" اما به خودش میاد و متوجه می‌شه که به گذشته رفته. چطوری؟ کجا؟ کی؟ نمی‌دونست. باید برمی‌گشت اما یک مشکلی بود! "زمان کیم... زمان، تو فقط تا وقتی فرصت داری که شکلات داخل دستت آب بشه." ____ بخشی از داستان: کسی قرار نبود بفهمه من اهل این‌جا نیستم. کسی قرار نبود بفهمه من همه چیز رو کم‌وکاست راجب آینده این امپراطوری‌ها می‌دونم. کسی قرار نبود بفهمه یک کتاب‌درسی مسخره دارم که به قول خودتون پیش‌گویی‌ خدایان‌تون هست! من قرار بود هیچ‌کسی باشم و بعد چند ماه برگردم به زمان خودم، ولی حالا ببین!! این‌جام و بخاطر خرافات احمقانه‌ی شما عقب‌افتاده‌ها نزدیک چوبه دار ایستادم! نه... این‌کار رو نکن امپراطور جئون! تو... تو با توطئه‌ی درباری‌هات می‌میری‌ بذار کمکت کنم! _ چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒
You may also like
Slide 1 of 10
SOGEUM	{stray kids} 🎐 cover
First kiss cover
Leica cover
 Exile To Freedom  cover
Chocolate Time  cover
"Since 1894" Capitain Jeon cover
Flirting With The Prince (💋معاشقه با شاهزاده ) cover
The royal ways of a villain cover
Romeo and Juliet | yoonmin | cover
 - تعريف، عني.  cover

SOGEUM {stray kids} 🎐

27 parts Ongoing

🎐کاپل‌ها: چانمین، مینسونگ. 🎐ژانر: تاریخی، کمدی، خانوادگی، رمنس. 🎐روز های آپ: زود به زود~✨ بنگ چان گل پسرِ خانواده‌ی ناوبان کیم، حس می‌کرد ناخواسته یه اشتباه بزرگ انجام داده.. اون اینهمه سال از زادگاهش بخاطر دعوای پدر و عموش دور بود و اگه میدونست قراره زیبایی واقعی رو توی اون شهر کوچیک ببینه هیچوقت زندگیشو داخل پایتخت حروم نمی‌کرد. { هی خوشگله، کجارو نگاه میکنی؟ } بنگ چان از جا پرید و به سونگمین که با دوتا کاسه سفالیِ مالامال از شربت کنارش نشسته بود نگاه کرد. { هیچی داشتم فکر میکردم. } سونگمین نیشخند زد. { به من دیگه؟ } بنگ چان آهی کشید و دوباره به منظره‌ی تابستانیِ کوهستان از ایوان طبقه‌ی دوم گیسانگ خونه خیره شد. البته اگه پسرعموش انقدر لاسو نبود خیلی راحت تر میتونست با شهرش وفق بگیره.