بدبخت
ترجمه شده
آپ این فیک دیگه ادامه پیدا نخواهد کرد!
(کامل نشده)
زندگی یه تخت گل رز نیست و نخواهد بود .
بعضی ها انقدر شانس دارن که قاشق نقره تو دهنشون داشته باشن اما جئون جونگکوک زندگی رو به شیوه سختش طی میکرد.
با یه برادر مریض که باید مراقبش میبود ، پسر جوون هر کاری رو امتحان میکرد ک حداقل یه تیکه نون و یه قطره اب برای زنده موندن داش ته باشه. طوفان تو ماه اکتبر اونو دیگه به نقطه عطفش رسونده بود و همین اونو هدایت کرد به خونه کسی که خیلی شناخته شده بود ، کیم تهیونگ.
شاید این یه شروع دوبارست ، یه شروع دوباره برای بدبختا.
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.