@sexy_mochi

@sexy_mochi

  • WpView
    Leituras 187,154
  • WpVote
    Votos 13,333
  • WpPart
    Capítulos 25
WpMetadataReadMaduroEm andamento8h 46min
WpMetadataNoticeÚltima atualização qua, ago 10, 2022
WpInfo
Fanfic
BTS
فصل اول ---> کامل شده فصل دوم ---> درحال عاپ داستان راجب یه بیبی بوی کیوت و هورنیه که به طور خیلی اتفاقی، با یه زوج هورنی‌تر از خودش آشنا میشه. رابطه‌ی تریسام؟ آره! تهکوک ازش اینو می‌خواستن و جیمینِ ۱۷ ساله، از خداشم بود که به جای داشتنِ یه ددیِ رویایی، دوتا ددی رویایی داشته باشه. اما خب... همه چی به اون سادگیا که فکر می‌کنید نیست... 💜💙💚💛🧡❤💜💙💚💛🧡❤💜💙💚💛🧡❤ این بوک به خاطر عکس‌ها و صحنه‌های +18 تا به حال ۴ بار ریپورت شده🤣🤦‍♀️ عزیزان بوک اسماته! نخونید ک بزنید از اون طرفم ریپ کنید😑
Todos os Direitos Reservados
Junte-se a maior comunidade de histórias do mundoTenha recomendações personalizadas, guarde as suas histórias favoritas na sua biblioteca e comente e vote para expandir a sua comunidade.
Illustration

Talvez você também goste

  • fake love ❗عشق دروغین
  • 𝐿𝑜𝑠𝑒 𝑌𝑜𝑢 𝑇𝑜 𝐿𝑜𝑣𝑒 𝑀𝑒  (JiKook Version)
  • Omega And His Baby
  • 𝘖𝘱𝘦𝘳𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯: 𝘗𝘢𝘳𝘬 𝘑𝘪𝘮𝘪𝘯 (ترجمه )
  • Your Shiny Eyes [FULL]
  • 𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر
  • Dumb raspberry🫐🌿 | Vkook ver
  • 𝖛𝖆𝖒𝖕𝖎𝖗𝖊 𝖕𝖗𝖊𝖞 «Vkook»
  • Baby Daddy | PJM (Translation Ver )
  • Hi,we got married
  • BLONDE
  • 𝐍𝐨𝐭 𝐦𝐲 𝐭𝐲𝐩𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐦𝐲 𝐇𝐔𝐒𝐁𝐀𝐍𝐃!
  • ONLY TODAY[TAEKOOK,VKOOK]
  •  2121
  • 𝙎𝙣𝙤𝙬 𝙎𝙩𝙖𝙧 [ғᴜʟʟ]
  • Darvin's Clover | VKOOK
  • HE IS YOUR OPPOSITE ROLE

✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶

Mais detalhes
WpActionLinkDiretrizes de Conteúdo