Bloody Court

Bloody Court

  • WpView
    Dibaca 25,968
  • WpVote
    Vote 5,336
  • WpPart
    Bab 35
WpMetadataReadBersambung
WpMetadataNoticePublikasi terakhir Sel, Okt 21, 2025
WpInfo
Fiksi
Fantasi
کاپل : کایهون ، چانبک ژانر : فانتزی ، رمنس ، اساطیری نویسنده : سیا چی میشه اگه کیم جونگین " لردِ دربار روز " ، یکی از قدرتمند ترین پری های دنیای ابدیت عاشق یه انسان بشه و قانون دنیای خودش رو زیر پا بذاره ؟ چی میشه اگه جفت حقیقیش هیچکدوم از دخترای سه دربار نباشن و پسری اونور دیوار وجود داشته باشه که بتونه قلبش رو تسخیر کنه؟ _______________ چانیول ، پری ای که بخاطر اشراف نبودنش سختی های زیادی کشیده و تا لب پرتگاه رفت اما با برآورده شدن آرزوی بچگیش ، مامور ویژه ی "دربار روز" بودن زندگیش رنگ دیگه ای پیدا کرد.. اما نمی دونست این تازه اولشه. مهر اشراف نبودن روی پیشونیش خورده بود و حق داشتن خیلی چیزها رو نداشت . حتی جفت واقعیش ! __________________
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
#652
فانتزی
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • ~Where's My Angel❄
  • CHROMANDA | VKOOK
  • Daddy And Little Girl
  • The miracle of birth
  • هل سيعود كل شي...؟
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • womb of oblivion

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan