Am I allowed to love you?

Am I allowed to love you?

  • WpView
    LECTURAS 42,150
  • WpVote
    Votos 6,457
  • WpPart
    Partes 98
WpMetadataReadContenido adultoContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación mar, oct 14, 2025
▪︎ شبیه آدم برفی ها بودم که چند نفری اومدن و ساختنش، باهاش بازی کردن و رفتن، من همونطور سر جای خودم موندم و آدم‌های بعدی اومدن؛ دوستم داشتن، بغلم میکردن و برام اسم گذاشتن ولی طولی نکشید که اونا هم رفتن. یکیشون که اومد موقع بازی باهام دست چوبیمو شکست. یه مقدار از برف های بدنم رو موقع بغل کردنم کند و می خواست من رو ببره خونه‌اشون، تکونم داد و خرابم کرد و آخر زورش نرسید و رفت. شب که شد هرچند که تنها و کج و کوله بودم ولی حداقل فرو نریختم، هنوز زنده بودم و حالا دیگه صبح شده بود. چهار نفر پیدام کردن و آروم آروم سرپا کردنم. برف‌ها رو برگردوندن به بدنم و یه دست جدید برام گذاشتن و به هرحال، صبح شده بود. نور داشت شب تاریکم رو تموم می کرد و دل بستم به این نور که دیگه طعمش تنهایی و بی کسی نبود اما می فهمیدم، خوب می فهمیدم که ظهر نزدیکه. این نور و گرما چیزی نمونده که ذوبم کنه. از خودم می پرسم که کسی آدم برفی آب شده هم دوست داره؟ ▪︎ کاپل: ارری ( به نوع خاصِ ما البته ) ▪︎ ژانر: هارِم - رومنس - روزمره - Nilin -
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • bunny and bear (Taehkook)
  • 💎••SpotLight••💎
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • « تاراج » « 약탈 »
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • Wrong number

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido