...
  • WpView
    Reads 28,619
  • WpVote
    Votes 7,495
  • WpPart
    Parts 34
WpMetadataReadMatureComplete Fri, Dec 24, 2021
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • "CLAIMED" [Complete]
  • Magic Beat Full
  • ☀️dark light🌑
  • 🍒Cherry blossom🍒 xdinary heroes
  • معشوقه
  • 𝑯𝒆𝒂𝒍𝒆𝒓 𝑶𝒇 𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑯𝒆𝒂𝒓𝒕༄ شفادهنده قلبت
  • کارگردانDirector
  • My BaBy(+18) (OffGun)(Completed)
  • Us?
  • Hot but cute | vkook

اونجا بودی... وقتی که نیاز داشتم کسی پیشم نباشه تو بودی... درست روبهروی من... با نگاه پرنفوذت بهم خیره شده بودی... با اون موهای پلاتینیومی سفید، سخت دور از دسترس و سرد بنظر میومدی... چطوره نگم از لباس کشباف قرمز رنگ بستکبالت که تو رو جذاب تر نشون میداد و من... من... من جلوی همه اینها توان مقاومت نداشتم... نمیتونستم... حتی اگه میخواستم نمیتونستم در برابرت بایستم... من ضعیف تر از چیزی بودم که عطرت مقاومتم رو نشکنه این منصفانه نبود... درست وقتی اومدی که داغ بودم... هیت شده بودم و نیاز داشتم... همه تنم از حرارت میسوخت... تمام وجودم از عطش گُر گرفته بود... و این اصلا نشونه خوبی برای یه گرگ امگا نبود... و تو اونجا بودی... درست روبهروی من، ایستاده پر از غرور و راز من درست روبروی تو، افتاده از نیاز و عطش... همون اندازه ای که من از نیاز پر میشدم چشمای تو هم لبریز از شهوت میشد... اما تو نمیخواستی شروع کنی... میخواستی که من اونی باشم که برای خواستن التماس میکنه... با حرفات، با نگاهت، بیشتر از قبل طاقتمو طاق میکردی... میخواستی مقاومتمو بشکنی... واسه همین گفتی؟؟ "منو میخوای امگا؟" کاش هیچوقت اونجا نبودی... کاش هیچوقت این بازی رو شروع نکرده بودی کاش هیچوقت وارد زندگیت نمیشدم... کاش هیچوقت منو مطیع نمیکردی... نه اون روز... نه اون ساعت... نه

More details
WpActionLinkContent Guidelines