Na-update namin ang aming Mga Alituntunin sa Nilalaman.
Suriin ang pinakabagong mga alituntunin para patuloy na makapagbahagi ng mga kuwento nang ligtas.
Matuto pa
Babysitter Is My Noona💜

Babysitter Is My Noona💜

  • WpView
    MGA BUMASA 41,289
  • WpVote
    Mga Boto 6,718
  • WpPart
    Mga Parte 83
WpMetadataReadMatureKumpleto Mon, Mar 31, 2025
WpInfo
Fanfic
BTS
کمکت‌ میکنم حس خوب رو به قلبت هدیه بدی^-^💜 •میخوای بنگتن‌ رو بیبی تصور کنی؟ فیک درستی رو انتخاب کردی، توی این فیک کلی اتفاقات کیوت قراره بیوفته که حسابی سافت و بامزه‌س. ♡خلاصه‌ی فیک♡ جیمین نگاهی به بوم انداخت و سرش رو جلو برد و دم گوش نامجون هیونگ پرسید: "نونا تو شکمش بیبی کاشته؟" نامجون با تعجب گفت:"چی؟" جین جلو اومد و پرسید:" یعنی چی جیمینی؟" تهیونگ جلو اومد و خودش رو توی بغل نامجون جا داد و گفت:"بکهیونی گفته فقط مامانا میتونن نینی بخرن و نونام مامانه..." هوسوک سرشو بالا اورد و اروم گفت:" چی؟؟!! نونا نینی داره؟" یونگی با تعجب به بوم خیره شد و گفت:" ولی نونا منو دوست داره" نامجون تلاش کرد که نخنده و پرسید:" نونا هنوز ازدواج نکرده " جیمین با چشمای گرد گفت:" یعنی باید تو عروسی داماد بوسش کنه؟" تهیونگ سریع گفت:" اون موقع هسته نینی تو شکمش کاشته میشه؟" جین خندید و گفت:" نمیدونم چطوری به این نتیجه رسیدین ولی نه نونا نینی نداره" جیمین لباشو به هم فشار داد و گفت:"ولی شب من میخوام نونا رو معاینه کنم ." نامجون با تعجب بهش خیره شد و گفت: "چیکار کنی؟!!" •میخوای بدونی بوم کیه و ادامه‌ی ماجرا چی میشه؟ فیک رو دنبال کنید تا متوجه بشین^-^ ♡ ژانر: فلاف، خانوادگی، روزمره، برمنس و.... ♡وضعیت: تمام شده ☆
All Rights Reserved
Sumali sa pinakamalaking komunidad ng pagkukuwentoMakakuha ng personalized na mga rekomendasyon ng kuwento, i-save ang iyong mga paborito sa iyong library, at magkomento at bumoto para lumago ang iyong komunidad.
Illustration

Magugustuhan mo rin ang

  • Counter Attack (revenge love)
  • You've Forgotten Me [NamJin] [Completed]
  • جنون عشق
  • BABY(bjyx)✔
  • 𝙂𝙧𝙖𝙮 𝘽𝙡𝙞𝙣𝙙
  • Mirrors room
  • انتهای تاریکی
  • That Omega
  • Don't let go of my hand
  • Promise🌱 || Sope AU

+وقتی از تو جدا شدم، به خاطر پول‌پرست بودنم نبود. -می‌دونم. +اون منو دوست نداره. قبلاً باهاش به هم زدم. -می‌دونم. +تو می‌دونستی؟ نمی‌دونستم هنوز این‌قدر به من اهمیت می‌دی... -می‌دونم چون حالا من و اون با همیم. ●•"این داستانِ یه بازنده‌ی فقیره که به یه مرد بلندقد، خوش‌تیپ و پولدار تبدیل شد و دوست‌پسرِ فعلیِ عشق سابقش رو از چنگش درآورد." رمانِ ضد حمله : سریال های revenge love و Counter Attack

Karagdagang detalye
WpActionLinkMga Alituntunin ng Nilalaman