Story cover for Without Me, Without You [Completed] by TheLikeFairytale
Without Me, Without You [Completed]
  • WpView
    Membaca 12,521
  • WpVote
    Vote 1,987
  • WpPart
    Bab 20
  • WpHistory
    Durasi 7h 21m
  • WpView
    Membaca 12,521
  • WpVote
    Vote 1,987
  • WpPart
    Bab 20
  • WpHistory
    Durasi 7h 21m
Lengkap, Awal publikasi Mar 27, 2021
Dewasa
مین یونگی برای بدست آوردن پارک جیمین، فوتبالیست دانشگاه، مسیر طولانی‌ای رو طی کرده بود. زندگیشون رو روی یه زخم بزرگ بنا کردن. هردو فکر میکردن این زخم درمان شده اما‌ یه اتفاق کوچک کافی بود تا دردها دوباره خودشون رو نشون بدن و زندگیِ آرومشون دست‌خوش تغییرات بشه.
......
من نمی‌خواستم چیزی رو ازت بگیرم، 
نمی‌خواستم آدم بده‌ی داستان باشم.
اما ترس از دست دادنت
ممکنه حتی از من یه آدم بد بسازه.
یه آدم بد که 
فقط برای یه نفر میتونه خوب باشه؛
فقط برای تو. 

🖤🍁🖤🍁🖤🍁🖤🍁🖤🍁🖤

فیکشن: بدون من، بدون تو
نویسنده: LikeFairy
کاپل: یونمین و نامسوک
محدودیت سنی: +18 NC
ژانر: درام، انگست، مدرسه‌ای، فلاف، اسمات
وضعیت: کامل شده.

Highest rank:
#2 in yoonmin
#1 in جیمین 
#1 in یونگی
#1 in یونمین
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan Without Me, Without You [Completed] ke perpustakaan kamu dan menerima pembaruan
atau
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
Haven [Kookv, Yoonmin] oleh thatnaomi
25 bab Lengkap Dewasa
زندگی عاشقان مقیم بلندی‌های کالیفرنیا خلاصه: قصه مردی بد و مردی خوب؛ دوستی به عشق تبدیل میشه. کنارش قصه مردی خیلی بزرگ‌سال‌تر و مردی جوون؛ عشقی که به دلبستگی می‌انجامه. «چرا؟ چون من زن نبودم؟» جونگ‌کوک به خودش اومد و دید وسط داد و بیداد تهیونگ، دلش برای چشم‌های پسر روبه‌روش ضعف رفته. «احمق تو همه‌جا هستی، جلوی چشمای بازم هستی، پشت پلکای بستم هستی، توی بطری آبجومی، لا‌به‌لای بانداژای بوکسمی، چشمات کنار بالشمه، حتی تو اون هودی سبزِ نعنایی که ازت بلند کردم، ها تهیونگ؟» مرد حلقه داشت. وقتی دستای بزرگش، که مثل دستای از گور برخاسته‌ای، رنگ‌پریده و کم‌خون بود، گودی شونه تا کتف جیمین رو نوازش کرد؛ روی انگشتش برق زد. «آخرین باری که همچین چیزی خوردم؛ مهمونی تولد هم‌دانشکده‌ای انگلیسیم بود، نزدیک بیست سال پیش... این آب گوجه‌فرنگیش یه کم زیاد نیست؟» #جدی_نگیرید وضعیت: کامل‌شده ✅ کاپل: کوکوی، یونمین ژانر: روزمره، عاشقانه، کمدی، اسمات🔞⛔ نویسنده: نائومی
𝗛𝗲𝗮𝗿𝘁 𝗕𝗿𝗲𝗮𝗸𝗲𝗿 • 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 oleh Lunablueberry7
22 bab Bersambung
Name:Heart Breaker (دل شکن) Couple:vkook,yoonmin,namjin Genre:mafia,omegavers,smut,romence, action,Aangst Telegram:Stellie0 《در شهری که مافیاها قوانین خودشون رو دارن، سازمانی مخفی وجود داره که نسل‌های نادر و کنترل‌نشده‌ی مافیا ها رو شناسایی، مهار و حذف می‌کنه. جونگکوک، یک آلفای سطح بالا با پرونده‌ای مخفی و گذشته‌ای خونین، مأمور همین سازمانه. وظیفه‌ش: نفوذ به یکی از خطرناک‌ترین باندهای مافیایی و حذف آلفای مرموزی به نام ویکتور چِرناف - کسی که دولت او را «گره‌ی سیاه» می‌نامه: موجودی با گره‌های ناپایدار و قدرت بی‌مرز. جونگکوک فقط یه مأمور بود؛ تا وقتی که به ویکتور رسید-رئیسی بی‌رحم با چشمانی یخ‌زده و رازی خطرناک درون قلبش. اما وقتی حقیقت پیوند پنهان‌شون آشکار میشه، نفرت جاشو به درد، عطش و جنون میده. بین فریب و احساس، بین خون و عشق... کی تسلیم میشه؟ ویکتور(تهیونگ) یا جونگکوک؟ "_حس می‌کنی پیوندمون داره می‌سوزه؟ - آره. دعا کن زودتر بسوزه و تموم شه... چون اگه نسوزه، من خودم تورو آتیش می‌زنم. - تو اشتباهی بودی که تقدیر بهم تحمیل کرد. - پس چرا هنوز کنارمی؟ جرأت بریدن نداری یا فقط از تنهایی می‌ترسی؟ _اگه نفرت اسلحه بود،هر نگاه من گلوله ای بود که تو رو بارها کشته بود." *تایم آپ نامنظم
Black sea [Vkook,Yoonmin,Namjin Au]~Completed~ oleh Bts_fics_Ir
39 bab Lengkap Dewasa
🌊دریای سیاه🌊 [کامل شده] دست هایش به رنگ خون آغشته شده...گونه هایش به رنگ اشک... چشم هایش فریاد میکشند و لب هایش بر هم دوخته شده اند.. این دریای سیاه دریا نبود، مرداب بود، باتلاقی بود برای فرو بردن احساساتش.. او مانده بود بی عشق، بی روح، بی جسم، او مانده بود بدون او.. ~~~ "گریه نکن. مردم فقط توی فیلما به خاطر عشق می میرن" "من اونو کشتم، برای عشق تو. پس کشتن خودم هم برام کار سختی نیست" "نمیتونی منو دوست داشته باشی.حتی اگه بتونی...من نمیتونم عاشقت باشم...." • ~ • ~ • ~ بخش اول دوگانه ی Color nature • ژانر: رمنس، درام، انگست، اکشن، اسمات • کاپل های اصلی: یونمین، ویکوک، نامجین • کاپل های فرعی: چانبک، سکرت • نویسنده: @Sheix_12 چنل: @yoonmin_area • تاریخ شروع: 2 آگوست 2019 • وضعیت: کامل شده • تاریخ پایان: 29 فوریه 2020 highest rank so far: #1 in یونمین #1 in تهکوک #1 in بی‌تی‌اس #1 in نامجین #1 in Fiction #1 in Angst #1 in Yoonmin #1 in Romance #2 in Suga #2 in Jimin #2 in Namjoon #2 in Hoseok #3 in ویکوک #3 in Yoongi #3 in Namjin #3 in Jhope and...more
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 oleh MaHoBarooN
82 bab Bersambung Dewasa
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Darvin's Clover | VKOOK  oleh Mamacita_01
20 bab Bersambung Dewasa
┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday
𝐍𝐨𝐭 𝐦𝐲 𝐭𝐲𝐩𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐦𝐲 𝐇𝐔𝐒𝐁𝐀𝐍𝐃! oleh lioraxhayra
14 bab Bersambung Dewasa
❗️🔞این داستان شامل پارت های جنسی و محتوای بزرگسالان و گاهی همجنسگرایی هست🔞❗️ وقتی دو دنیای کاملاً متفاوت به اجبار با هم گره میخورند، جرقه هایی روشن میشود که نه خودشان میخواهند و نه خانواده هایشان... در این میان، کسی هست که آرام، بی صدا و وفادار، از دور نظاره میکند. اما هیچ چیز آنطور که در ظاهر دیده میشود، باقی نمیماند. بعضی لبخندها نقابند. بعضی سکوت ها، حرف دارند. و این بازی، تازه شروع شده... بخشی از داستان: ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ -جونگکوک چقدر میتونه خود واقعیش رو پشت نقاب قایم کنه؟ _هر چقدر فاصلشون کمتر بشه این نقاب هم پایین تر میره و اونجاست که منافعتون به خطر میوفته +اگه این باعث خراب شدن همه چیز میشه خب چه بهتر که زودتر اتفاق بیوفته ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ ژانر: عاشقانه،اسمات،درام،کمدی کاپل: ا/ت ، جونگکوک ، تهیونگ نویسنده: Liora
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 19
Omega And His Baby  cover
Haven [Kookv, Yoonmin] cover
HE IS YOUR OPPOSITE ROLE cover
𝙎𝙣𝙤𝙬 𝙎𝙩𝙖𝙧 [ғᴜʟʟ] cover
𝗛𝗲𝗮𝗿𝘁 𝗕𝗿𝗲𝗮𝗸𝗲𝗿 • 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 cover
Buttons And Lace [ season 1 : Completed ] cover
THE RIFT | KOOKV cover
Black sea [Vkook,Yoonmin,Namjin Au]~Completed~ cover
The night the moon left the sky cover
Can Call Me Bad Boy cover
You are snake. Aren't you? cover
KOREA'S MOST POWERFUL CEOS cover
fake love ❗عشق دروغین cover
Rival(VKOOK)🔞 cover
𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر cover
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 cover
Darvin's Clover | VKOOK  cover
𝐍𝐨𝐭 𝐦𝐲 𝐭𝐲𝐩𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐦𝐲 𝐇𝐔𝐒𝐁𝐀𝐍𝐃! cover
DON cover

Omega And His Baby

11 bab Lengkap

وضعیت: اتمام یافته✅️ کاپل: کوکوی 🐰🐯 ژانر: امگاورس، بخشی از زندگی، رمنس، اسمات، انگست، امپرگ، مافیایی خلاصه⚠️: جئون جونگکوک آلفای خوشبختی بود که با امگا کیم تهیونگ ازدواج کرده بود. همه چیز خوب و عالی به نظر می‌رسید تا اینکه امگا راجب شغل همسرش فهمید! یک مافیا! هرچند آلفا نقش زیادی نداشت اما بازم امگا قبول نمی‌کرد تا باهاش به زندگی ادامه بده. بعد از یازده سال طلاق می‌خواست.... حتی با وجود یونگبو‌، پسر کوچولوی هفت ساله‌ی آلفاشون‌! چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒