Story cover for radiante by ronayeari
radiante
  • WpView
    MGA BUMASA 337
  • WpVote
    Mga Boto 22
  • WpPart
    Mga Parte 2
  • WpView
    MGA BUMASA 337
  • WpVote
    Mga Boto 22
  • WpPart
    Mga Parte 2
Kumpleto, Unang na-publish Apr 04, 2021
من فصل اول این فیکشن رو  کاملشو در چنل اصلی قرار دادم. اگر دوست داشته باشید و بازدید خوبی گرفت اینجا هم براتون قرارش میدم😊
All Rights Reserved
Sign up to add radiante to your library and receive updates
o
#93btsfanfic
Mga Alituntunin ng Nilalaman
Magugustuhan mo rin ang
Death valley  |  دره‌یِ مرگ  ni Kimofficer
24 mga parte Ongoing
دره‌یِ مرگ ، منطقه ای که پر از جنازه های آدم های گناهکار یا گاه بی گناهه ! بعضی ها به سزای اعمالشون رسیدن و بعضی ها ناجوانمردانه در این راه کشته شدن ! شاید هم درد عشق باعث مرگ اون‌ها شده. دره‌ی مرگ پر از پیج و خم ، پستی و بلندیه و اگر قدمی اشتباه بگذاری کل مسیری که طی کردی خراب میشه ! باید حواست باشه در این مسیر طولانی گرفتار عشق و عاشقی نشی وگرنه تاوان پس میدی ! -------------------- همه چیز از اون شب نحس شروع شد ، اگه گولشو نمیخوردم و پامو اونجا نمیزاشتم هیچوقت اونارو از دست نمیدادم ! سوت میزد و کلت رو توی دستش میچرخوند -باهاش خداحافظی کن تهیونگ شی با خلال دندون توی دهنش بازی میکرد و قهقهه میزد -------------------- کابل برق با گیره به نیپلش وصل شده بود ، خونِ پیشونیش روی زمینِ سرد میچکید با نفس نفس به حرف اومد +خواهش میکنم بزار برم ، به هیچکس از اینجا و تو نمیگم فقط بزار برم سرش رو با جلوی کفش مجلسیش بالا اورد و گفت -تو مال منی ، به هیچ‌جای دیگه ای تعلق نداری -------------------- کاپل اصلی : تهکوک کاپل‌های فرعی : یونمین ، نامجین ژانر : مافیایی ، درام ، عاشقانه ، اکشن ، هیجانی ، اسمات ، جنایی وضعیت : در حال آپلود روز های آپ : دوشنبه‌ها
𝙄 𝘼𝙈 𝙎𝙏𝙄𝙇𝙇 ni This_is_J
2 parte Ongoing
مرد دورگه کره ای و ایتالیایی بعد از طی این سال ها به کره برمیگرده چی میشه در اولین دیدار از پسر کوچیکتر کیم تهسونگ خوشش بیاد ! و چی میشه پسر رو تو روز تولدش بدزده ؟! 𝐏𝐚𝐫𝐭 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲: با صورت اشکی تفنگ رو به سمت مرد گرفت و با داد گفت : +نیا ...ب ... برو عقب ... و ... وگرنه ... مرد پوزخندی زد و گفت : وگرنه چی ؟! با سکوت پسر پوزخندش از بین رفت و حالا با صورت بی حس رو به پسر لب زد : _تا حالا آدم کشتی ؟! تهیونگ تفنگ رو صفت تر گرفت و سعی کرد با تکون دادن سرش اشک هاش رو پاک کنه و با همون تن صدا گفت : +م..ماشه ..رو بکش تمام زهرخندی به حرف پسر زد و بدون توجه به تفنگ به ارومی به سمت پسر قدم برداشت و در همین هین گفت : _نه......تموم نمیشه !...چشم اولین نفر ی که بکشی تا آخر عمر دنبالته و عذابت میده ...چشم های کسی که جون از تنش می‌ره ...وقتی داری چیزی میخوری یا می‌خوابی تا آخرش دنبالت میاد...حتی تو ی رویاهات هم ولت نمیکنه ...زندگیت جهنم میشه وقتی توسط اون چشم ها ...مدام تعقیب بشی!!
🔥Battle of Hearts🔥 ni Sohyun0062
12 parte Ongoing
خلاصه:همه‌چیز از یه حس شروع شد... حس خیانت. خیانتی که آتیش انتقام رو تو وجودش شعله‌ور کرد و نفرتی رو کاشت که هر روز بزرگ‌تر شد. تنها هدفش روشن بود:«من باید انتقام بگیرم.» اما انتقام همیشه بهایی داره...بهایی که باعث شد یه بی‌گناه نابود بشه، باعث شد یه پسر معصوم قدم به دنیایی بذاره که پر از خون و تاریکی بود....و درست وقتی فکر می‌کرد چیزی برای از دست دادن نداره، اتفاقی افتاد که همه‌چیز رو تغییر داد: عشق. عشقی که نباید وجود داشته باشه، ولی مثل خاری توی قلبش ریشه زد... عشقی که می‌تونست هم بزرگ‌ترین ضعفش باشه، هم تنها راه نجاتش. با صدای لرزون که حاصل از سنگینی قلبش بود لب زد؛ +یعنی انقدر ازم متنفری...ی..یعنی دیگه جایی تو قلبت برای من نیست؟تورو خدا نگو که دیگه برات مهم نیستم...م..من می‌میرم...نابود میشم...بدونِ تو من نمی‌تونم...خواهش می‌کنم ول نکن.... مرد همونطور پوزخند رو لب هاش جا خوش کرده بود؛ روی صورتِ پسرک خم شد و با چشم هایی که سرما ازش منعکس می‌شد لب زد؛ _تنفر؟ نه اشتباه نکن، می‌خوام ذره ذره بکشمت همونجوری تو باعث شدی به این روانی که هستم تبدیل بشم...ذره ذره نابودت می‌کنم همونجوری که نابودم کردی مونِ شارم من Couple:Sope,... Write:Sohyun Genre:romance,Omegaverse,Smut,...
Magugustuhan mo rin ang
Slide 1 of 10
[ A Flower In My Heart ] cover
Daddy Long Legs || Taekook cover
Oneday [KOOKV] cover
Death valley  |  دره‌یِ مرگ  cover
Solar eclipse | کسوف cover
HADES | هــادِس (Kookv) cover
𝗗𝗲𝘃𝗶𝗹𝘀 𝗰𝗵𝗶𝗹𝗱 | 𝘆𝗼𝗼𝗻𝗺𝗶𝗻 | ᵗᵉˡᵐᵃˡᵃⁿᵈ  cover
𝙄 𝘼𝙈 𝙎𝙏𝙄𝙇𝙇 cover
🔥Battle of Hearts🔥 cover
BAD BOYS cover

[ A Flower In My Heart ]

34 mga parte Kumpleto

[ Completed ] ( فصل دوم فیکشن look like a rose) وقتی که برف می باره ، وقتی که درخت ها شکوفه می دن ، وقتی برگ ها روی زمین می افتند ، وقتی بارون می باره من به تو فکر می کنم . وقتی که کنارم نیستی گذر زمان هیچ معنایی نداره ، وقتی که نیستی بهار و زمستونی برای من وجود نداره . تو گرمای زندگی منی ، سرما با تو برای من معنی پیدا می کنه . زمستون من کنار تو رنگ سفید به خودش می گیره ، بهار من با تو پر از شکوفه های صورتی می شه . من بدون تو مثل مردابی هزار ساله می مونم که سال هاست از دور به صدای رودخانه گوش می ده . می خوام بدونی که من نمی خوام اون مرداب گندیده باشم ، من می خوام اون ماهی ای باشم که توی رودخانه شنا می کنه . لطفا برگرد و دوباره دستم رو بگیر ، این بار من تا آخر دنیا کنارت شنا می کنم . قسم می خورم .