• Zone 99 ~•

• Zone 99 ~•

  • WpView
    Reads 697
  • WpVote
    Votes 148
  • WpPart
    Parts 45
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Jul 18, 2021
WpInfo
Fiction
Action and Thriller
خیلیا کنجکاون تا منو بشناسن ولی واقعا کی کامل منو شناخته؟ درست توی روز اول مدرسه ام تعطیل شدم. تنها چیزی که از اون روز یادمه جیغ و داد و صدای پا بود. مامان مثل یه فرشته نجات این بچه رو از بیمارستان به خونه اورد اما هیچوقت فکر نمیکردم خودش بخواد فرشته مرگ بشه.... فکر کردم میتونم اون روز رو فراموش کنم ولی اون اتفاق شروع داستان جدید زندگی من شد. داستانی که من هیولاش بودم و فرار کردن توش بی معنا بود. فکر کردم با قدرت میتونم دوباره عادی زندگی کنم و با همه چی رو به رو بشم اما نه جنگیدن نه زندگی و نه ازادی اونجا معنی نمیداد. من باید تقاص چیزی رو میدادم که منو مجبور به انتخابش کردن.... ༄♥︎~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~♥︎༄ +یه درد کوچولو داره +اوهوم یه درد کوچولو بعدش میخوابم مامان "بعدش میخوابی... برای همیشه؟؟ دیگه بیدار نمیشی؟؟ دیگه بیدار نمیشه"
All Rights Reserved
#15
تخیلی
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Amygdala ″kookv″
  • العمليه السوداء التي غيرت مصير ترف و سعود
  • CAFUNE
  • رفێندرام لەلایەن دوژمنی باوکمەوە
  • 𝑴𝒚 𝑵𝒂𝒎𝒆 𝑰𝒔 𝑲𝒊𝒓𝒂
  • Two bad boys and a baby boy  :)
  • The 27th Oath
  • Game Over
  • بۆچی ئازارت دام

نوه بزرگترین قاضی کره هیچ نمیدونست که قراره عاشق مردی بشه که زندگیش رو به جهنم کشونده...

More details
WpActionLinkContent Guidelines