• Zone 99 ~•

• Zone 99 ~•

  • WpView
    Reads 686
  • WpVote
    Votes 148
  • WpPart
    Parts 45
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Jul 18, 2021
خیلیا کنجکاون تا منو بشناسن ولی واقعا کی کامل منو شناخته؟ درست توی روز اول مدرسه ام تعطیل شدم. تنها چیزی که از اون روز یادمه جیغ و داد و صدای پا بود. مامان مثل یه فرشته نجات این بچه رو از بیمارستان به خونه اورد اما هیچوقت فکر نمیکردم خودش بخواد فرشته مرگ بشه.... فکر کردم میتونم اون روز رو فراموش کنم ولی اون اتفاق شروع داستان جدید زندگی من شد. داستانی که من هیولاش بودم و فرار کردن توش بی معنا بود. فکر کردم با قدرت میتونم دوباره عادی زندگی کنم و با همه چی رو به رو بشم اما نه جنگیدن نه زندگی و نه ازادی اونجا معنی نمیداد. من باید تقاص چیزی رو میدادم که منو مجبور به انتخابش کردن.... ༄♥︎~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~♥︎༄ +یه درد کوچولو داره +اوهوم یه درد کوچولو بعدش میخوابم مامان "بعدش میخوابی... برای همیشه؟؟ دیگه بیدار نمیشی؟؟ دیگه بیدار نمیشه"
All Rights Reserved
#55
anime
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • بۆچی ئازارت دام
  • العمليه السوداء التي غيرت مصير ترف و سعود
  • Game Over
  • رفێندرام لەلایەن دوژمنی باوکمەوە
  • Two bad boys and a baby boy  :)
  • ﮼سەماکردن،لەگەڵ،شەیتان🤷🏻‍♀️💯
  • CAFUNE
  • The 27th Oath
  • Amygdala ″kookv″
  • 𝑴𝒚 𝑵𝒂𝒎𝒆 𝑰𝒔 𝑲𝒊𝒓𝒂

ئازارەکانی من لەو کاتە دەستی پێکرد کە بۆ یەکەم جار تۆم بینی «جیۆن جۆنکوک »

More details
WpActionLinkContent Guidelines